اخبار سینمای جهان

اخبار سریال و فیلم - یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶

آنالیز سایت

دسته بندی : آنالیز سایت ، رپورتاژ تاریخ : جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶

برای آنالیز سایت یا بررسی سئو سایت و یا تجزیه و تحلیل سایت به چه امکاناتی نیاز هستش ، تمامی امکانات در یک سایت این خیلی عالیه کافیه یک بار امتحان کنید تا متوجه بشین

 

این یک برنامه است تجزیه و تحلیل بازدید کنندگان سایت خود و تجزیه و تحلیل اطلاعات سایت مانند

 

alexa data , similarWeb data , whois data , social media data , Moz check, DMOZ check , search engine index , google page rank , IP analysis , malware check etc . combined with some other great SEO tools such as link analysis , keyword position analysis , auto keyword suggestion , page  status check , backlink creation/search , website ping , google adword scraper etc.

 

برخی از ابزار ها ماننده

 

email encoder/decoder , metatag generator , ogtag generator , plgiarism check , valid email check , duplicate email filter , url encode/decode , robot code generator etc.

استفاده کلید ها که در پنل کاربری قابل مشاهده هستن برنامه نویسان یا توسعه دهندگان به راحتی می توانن برنامشون رو گسترش بدن و در اختیار دیگران بذارن

بسیاری از ویجت های خیلی خوب فقط کافی هستش با یک کپی پیست ساده به هر بخش از صفحه سایتتون انتقالش بدین تا بتونید اطلاعات سایت رو مشاهده کنید

Visitor Analytics

Social Network Analysis

Rank & Index Analysis

Domain Analysis

IP Analysis

Link Analysis

Keyword Analysis

Backlink & Ping

Malware Scan

Google Adwords Scraper

Utilities

Native API + Native Widget

Google url shortener

Code minifier

 

آنالیز سایت  آنالیز وب سایت بررسی سئو سایت

استفاده کلید ها که در پنل کاربری قابل مشاهده هستن برنامه نویسان یا توسعه دهندگان به راحتی می توانن برنامشون رو گسترش بدن و در اختیار دیگران بذارناستفاده کلید ها که در پنل کاربری قابل مشاهده هستن برنامه نویسان یا توسعه دهندگان به راحتی می توانن برنامشون رو گسترش بدن و در اختیار دیگران بذارناستفاده کلید ها که در پنل کاربری قابل مشاهده هستن برنامه نویسان یا توسعه دهندگان به راحتی می توانن برنامشون رو گسترش بدن و در اختیار دیگران بذارناستفاده کلید ها که در پنل کاربری قابل مشاهده هستن برنامه نویسان یا توسعه دهندگان به راحتی می توانن برنامشون رو گسترش بدن و در اختیار دیگران بذارن

-
وب سایت سینما گیمفا – معصومه قربان‌زاده: نزدیک شدن به پایان سال اغلب ما را ترغیب می‌کند به سالی که پشت سر گذاشتیم نگاهی بیندازیم و بدون شک در نظر می‌آید که سال ۲۰۱۷ سال خوبی برای سینما بود. این مقاله برخی از فیلم‌های جذابی را که امسال بخت تماشایشان را داشتیم بررسی می‌کند که باوجود دیده نشدنشان به‌اندازه فیلم‌های معروف هالیوودی، نباید آنها را از دست داد.

 

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

از انیمشینی با خلاقیت بالا که فقط از نقاشی‌های رنگ‌روغن ساخته‌شده  گرفته تا ادای دینی به پدران سینما ساخته یکی از بهترین کارگردانان جشنواره‌های جهان، لیست ما شامل ۱۰ فیلم از کشورهایی مانند کوبا، رومانی، برزیل، فنلاند، ایتالیا و … است.

نکته: فیلم‌هایی این لیست از آن دست آثاری است که باوجود جذابیت‌‌ها و شایستگی فراوان، ممکن است چندان توجه‌ به آن‌ها نشده باشد. از این رو، می‌تواند گزینه‌های خوبی برای لیست فیلم‌هایی که در سال گذشته ندیده‌اید، باشد.

۱۰- Loving Vincent «دوست داشتن وینسنت» ساخته: دوروتا کوبیلا (Dorota Kobiela) و هیو ولچمن ( Hugh Welchman)

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

Loving Vincent اولین فیلمی است که تنها و تنها با انیمیشن نقاشی‌های رنگ روغن ساخته شده است و به راستی جزو بهترین انیمیشن‌های دهه اخیر  است. در این فیلم داستان حول روزهای آخر زندگی نقاش دوست‌داشتنی، ویسنت ونگوگ می‌چرخد. موضوع دربارهٔ ارماند مردی است که باید نامه‌ای را که توسط نقاش نوشته‌شده تحویل بدهد و در حین  رساندن نامه به دهکده‌ای که گوگ در آن می‌میرد، جذب داستان نقاش می‌شود و تماشاگر قادر به درک روابطش با مردمان مکان و چگونگی گذران زندگی‌اش که به پیچیدگی نقاشی‌هایش بود، می‌شود. اگرچه ممکن است شیوه بیان روایت داستان به‌اندازه جلوه‌های بصری فیلم تأثیرگذار نباشد، فیلم به سبب نوع نگرشش به زندگی و کار نقاش نابغه و دوست‌داشتنی، به‌طور شگفت‌انگیزی خیال‌انگیز و مسحورکننده است. بدون شک Loving Vincent  فیلمی است که ارزش وقت شما را دارد.

۹- Good Time «اوقات خوش» ساخته ی بنی سیفدای (Benny Safdie) و جاش سیفدای (Josh Safdie)

 

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

Good Time فیلمی است که بهترین استفاده را از عناصر ژانر تریلر می‌کند، علاوه بر آن با بازی بی‌نظیر رابرت پتینسون روبه‌رو هستیم که شاید بهترین نقش‌آفرینی او تا به حال باشد. Good Time نوشتهٔ رونالد برونستین و جاش سیفدای، داستان دزدی را دنبال می‌کند که بعد از سرقت از بانکی، اوضاع به هم می‌ریزد و او سعی می‌کند که از دستگیری برادرش جلوگیری کند و به نابسامانی‌ها رسیدگی کند، اتفاقی که تنها نتیجه‌اش شبی خشونت بار برای اوست.

فیلمبرداری بی‌نظیر شان پرینس ویلیامز و روایت درگیرکننده و شخصیت‌های قابل توجه، باعث می‌شوند حتی با وجود اشکالاتی در پرداخت داستان، فیلم از بهترین‌های امسال باشد. فیلم نمونه‌ای است که نشان می‌دهد چگونه یک فیلم با داستان جنایی گیرا و درک واقعی شخصیت‌های پیچیده و روابط بین آن‌ها می‌تواند موفق عمل کند. اوقات خوش به کارگردانی برادران سیفدای قطعاً جزو فیلم‌هایی است که هر مخاطب حرفه‌ای سینما باید آن را تماشا کند.

۸- Il Colore Nascosto Delle Cose «رنگ پنهان چیزها» ساخته ی سیلویو سولدینی (Silvio Soldini )

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

اگرچه فیلم از کلیشه‌های ژانر جدا نیست، رنگ پنهان چیزها یکی از بهترین کمدی‌های رمانتیک‌ امسال و فیلمی به‌راستی منحصر‌بفرد است. این فیلم که ساختهٔ سیلویو سولدینی و نوشتهٔ دوریانا لوندف و دیوید لانتیریو سولدینی است، داستان تئو را دنبال می‌کند که کار تبلیغاتی می‌کند. او نامزد دارد اما قادر به به‌ جا آوردن تعهدات در زندگی شخصی‌اش نیست. روزی او اما زن نابینایی را  ملاقات می‌کند و با او رابطه‌ای تشکیل می‌دهد بیخبر از آنکه بعد از آن زندگی‌اش به کلی تغییر خواهد کرد. رنگ پنهان چیزها که ردپای آشنای ژانر رمانتیک را داراست و حتی لحظات کمدی خوبی ارائه می‌کند، بدون شک فیلمی است که باید بیشتر دیده شود.
۷-  Bingo: The King Of The Mornings (بینگو : پادشاه صبح ها) ساخته ی دنیل رزند ( Daniel Rezende)

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

اولین فیلم ادیتور شناخته شده، دنیل رزند، که به سبب فیلم‌هایی چون City Of God «شهر خدا» ، The Motorcycle Diaries «خاطرات موتورسیکل»  و Elite Squad «یگان ویژه» شهرت پیدا کرد، از جذاب‌ترین فیلم‌های امسال است.

این فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است و داستان مردی را دنبال می کند که پس از کار در فیلم‌های سخیف تلوزیونی، در جستجوی شهرت، مجری یک برنامهٔ بامدادی با نام بینگو دلقک می‌شود. کاریزما و استعداد او، با وجود آنکه هویت واقعی او پنهان می‌ماند، به زودی برنامه را زبانزد همه می‌کند. اما گمنامی او به زودی مشکلی برای خود و خانواده‌اش به وجود می‌آورد و اوضاعی پیچیده‌تر از آنچه تصور می‌شد، رقم می‌خورد.

با دید عمیقی که فیلم نسبت به فرهنگ عامه در دهه ۸۰ دارد، بینگو: پادشاه صبح‌ها تصویری با طنز فوق العاده از این دهه به نمایش می‌گذارد که با هنرنمایی نفس گیر ولادیمیر بریچتا (Vladimir Brichta) کامل می‌شود.

فیلمنامه درخشان لوئیز بولوگنسی، کارگردانی تحسین‌برانگیز رزند، لانگ‌‌ شات‌های تأثیرگذار و فضای خاص، همه شما را با فیلمی بی‌همتا روبرو خواهند کرد که بدون شک باید آن را به لیستتان اضافه کنید.

۶- Last Days In Havana «اخرین روزها در هاوانا» ساخته فرناندو پرز (Fernando Perez)

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

این فیلم توسط فرناندو پرز و آبل رودریگز نوشته شده است. آخرین روزها در هاوانا یکی از بهترین‌های امسال است. با بازی فوق العادهٔ یورگ مارتینز (Jorge Martinez) و پاتریشیو وود (Patricio Wood)، فیلم داستان دو دوست همخانه را که در پایتخت کوبا زندگی می‌کنند، بیان می‌کند. یکی از آن‌ها (مارتینز) به سبب ایدز در حال مرگ است و دیگری (وود) که در رویای خارج شدن از کشور به سر می‌برد، از او مراقبت می‌کند.

برخورد فیلم با بسیاری از مسائل اجتماعی و چرخی در جامعهٔ مردم کوبا، داستان بی نظیر، همراه با دیالوگ‌های فراموش نشدنی‌اش تجربه‌ای لذت بخش را برایتان رقم می‌زند. هر شخصیت فیلم حتی آن‌ها که مدت زمانی کوتاه به روی پرده می‌آیند برایمان برجسته می‌شوند و تمام کاراکترها انقدر خوب پرداخته می‌شوند که حذف آن‌ها از روایت داستان قابل تصور نیست. آخرین روزها در هاوانا یکی از بهترین فیلم‌های کوبا در دهه اخیر است و بدون شک نباید فرصت تماشای آن را از دست داد.

۵- Lumiere «لومیر» ساخته تیری فراماکس (Thierry Fremaux)

 ۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید

تیری فرماکس یکی از کاگردانان انستیتو لومیر، جشنواره فیلم لومیر و و نیز جشنواره فیلم کن است. در سال ۲۰۱۷ او بیش‌تر از ۱۰۰ فیلم از برادران لومیر و تیمشان را جمع اوری  کرد و سپس فیلمی درخور شأن اغاز سینما و کمک‌های فراوان آگوست و لوئیس لومیر به آن ساخت. شنیدن صحبت‌های مربوط به سال‌های اغازین هنر هفتم از زبان چنین کسی تجربه‌ای بکر خواهد بود. لومیر ادای احترامی نه فقط به آگوست و لوئیس لومیر بلکه به کل سینماست. فیلمی واجب که همه دوستداران سینما باید آن را تماشا کنند.
۴- Little Wing «بال کوچک» ساخته ی سلما ویلهونن (Selma Vilhunen)

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

فیلم بال کوچک نوشته و ساختهٔ فیلم‌ساز فنلاندی سلما ویلهونن داستانی جذاب از مقولهٔ دوران بلوغ است. فیلم در رابطه با وارپو، دختر ۱۲ ساله‌ای در حال رشد است که با مادرش سیرو زندگی می‌کند. زنی که برخلاف دخترش هیچ تمایل به بزرگ شدن ندارد. روزی وارپو با دزدیدن ماشینی قصد بر یافتن پدری می‌کند که هیچ‌وقت او را ملاقات نکرده است. باوجود آنکه به هدفی که در سر داشت نمی‌رسد، سفری را آغاز می‌کند که زندگی هر دوی آن ها یعنی وارپو و مادرش را به‌کل تغییر می‌دهد.

با وجود آنکه فیلم روایت سرراست و ساده‌ای دارد، ویلهونن موفق به بررسی دقیق روان و رفتار کارکتر‌هایش آنگونه که در هیچ فیلمی تاکنون شاهدش نبودیم، می‌شود. با وجود این با یکی از حساس‌ترین فیلم‌های سال روبرو هستیم. فیلمنامه قوی و پرداخت بی‌نظیر شخصیت‌های درگیر کننده، فیلم بال کوچک را قطعاً در سال ۲۰۱۷ به فیلمی تبدیل می‌کنند که نباید آن را از دست داد.

۳- Glory «شکوه» ساخته ی کریستینا گروزوا (Kristina Grozeva) و پیتر والچانف (Peter Valchanov)

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

Glory بدون شک یکی از بهترین‌های امسال است. دیدگاه سیاسی و اجتماعیان همراه با بازی قدرتمند استفان دنولیوبوف (Stefan Denolyubov) در نقش اصلی شکوه را به فیلمی فراموش نشدنی تبدیل می‌کند.

این فیلم توسط کرریستینا گروزوا و پیتر والچانف ساخته و توسط گروزوا، والچانف و دکو تارالژکوف نوشته شده است. شکوه داستان زانکو پتروف، مردی را روایت می‌کند که در راه‌‌ آهن کار می‌کند و روزی مقدار زیادی پول را در بین ریل‌ها می‌یابد و پول را به پلیس تحویل می‌دهد. از همان لحظه، زندگی او به کلی دگرگون می‌شود چرا که جولیا استایکوا رئیس رئیس روابط عمومی وزارت حمل و نقل، تصمیم می‌گیرد از او به عنوان یه عامل منحرف کننده از فساد مالی بوجود آمده استفاده کند.

برخورد غم‌انگیز گروزوا و والچانف در رابطه با داستان مردی که طعمه دیوان‌سالاری معیوبی می‌شود و درعین‌حال توانمندی بالای آن‌ها در بررسی تمام جنبه‌های ناشی از حادثه، باعث می‌شود به فیلمی بی‌سابقه در سال ۲۰۱۷ بربخوریم که یکی  از فیلم‌های درخشان در کارنامهٔ این دو کارگردان بلژیکی است که تماشای آن توصیه می‌شود.

۲- Custody «سرپرستی» ساخته ی ژاویر لگرند (Xavier Legrand)

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

سرپرستی اولین کار کارگردانی ژاویر لگرند بازیگر فیلمهایی چون Everyday Lovers «عاشقان معمولی» و Free Hands «دست‌های رها»، به راستی یکی از بهترین‌های سال ۲۰۱۷ است.

ساخته و نوشته  لگرند، فیلم داستان مبارزه‌ای برای به سرپرستی گرفتن پسربچه‌ای بعد یک طلاق پیچیده است. هر صحنه به ما نشان می‌دهد مردی که بنظر می‌رسید شوهری عاشق و در رنج طلاق است، در واقع مردی خشن است.

روند اتفاقات داستان و فضای خفه کننده فیلم که بر روی پرده  به واقع هراس‌انگیز به نظر می‌رسد چرا که با جلو رفتن داستان هر آنچه فکر می‌کردیم غلط از آب در می آید. این مسئله باعث می‌شود با فیلمی روبرو باشیم که نباید آن را از دست بدهیم.

سرپرستی بدون شک از بهترین کارگردانی‌های یک کارگردان فیلم اولی در دهه اخیر است و فیلمی است که هر خوره فیلمی باید به تماشای آن بنشیند.

۱- Pororoca «پوروروکا» ساخته ی کنستانتین پاپسکو (Constantin Popescu)

۱۰ فیلم جذاب ۲۰۱۷ که نباید از دست بدهید 

ساخته و نوشتهٔ کنستانتین پاپسکو، پوروروکا شاید تاثیرترین فیلم سال ۲۰۱۷ باشد. از هم پاشیدن زندگی یک مرد، تئودور، جدایی خانوداه‌اش از او بعد از آنکه دخترش حین قدم زدن در پارک ناپدید می‌شود، موضوع محوری پوروروکا است که در بیش از دو ساعت و نیم زمان، نابودی زندگی او را بررسی می‌کند.

با وجود عناصر هیجانی و دلهره‌آور موجود در فیلم و اتمسفر قابل لمس موجود در هر سکانس فیلم به علاوهٔ فیلمبرداری درجه یک و استفاده به جا از لانگ شات‌های پیچیده، درک شوربختی این مرد برای بیننده ملموس‌تر می‌شود تا روایتی بی‌مانند در سال ۲۰۱۷ را در دست داشته باشیم.

پوروروکا فیلمی تکرارنشدنی از سینمای رومانی است و قطعاً از بهترین‌های امسال بوده است و تماشای آن به هر مخاطبی توصیه می‌شود.

-
روزنامه هفت صبح – منیژه خسروی: توضیحات منوچهر هادی و بابک کایدان، کارگردان و فیلمنامه نویس «آینه بغل» درباره زیر و بم این فیلم، از آن ها درباره نقاط ضعف و قوت فیلم، بازی جواد عزتی، چالش های کمدی و چند نکته دیگر پرسیده ایم.

منوچهر هادی و بابک کایدان، پیش از «آینه بغل» تجربه همکاری در فیلم «زندگی جای دیگری است» و سریال «خوب، بد، زشت» را داشته اند. «سریال پاهای بیقرار» تازه ترین فیلمنامه ای است که کایدان نوشته و هادی مشغول کارگردانی آن است. نکته جالب درباره این دو، رفت و آمد میان جدی و کمدی است. برای همین در کارنامه شان هم شاهد ملودرام هستیم و هم کمدی. آن ها در این گفت و گو توضیح می دهند که چرا در یک حوزه نمی مانند، درباره سختی های هر وجه از کار گفته اند و همچنین درباره نقاط ضعف و وقت «آینه بغل» توضیح داده اند.

شبیه قصه «آینه بغل» را پیش تر دیده ایم. تقابل دارا و ندار بارها سوژه فیلم و سریال شده است. این قصه برای تان چه جذابیتی داشت که سراغ آن رفتید؟

 

کایدان: سه سال پیش درگیر کاری بودم که ایده «آینه بغل» از دل آن بیرون آمد. این ایده یک تصویر در ذهن من بیدار کرد که متعلق به ۳۰ سال پیش است. تقریبا ۹ ساله بودم که با سرویس، از مدرسه بر می گشتیم. دو ماشین تصادف کردند. یک پیکان به یک بنز زد و چراغ عقبی آن شکست. راننده پیکان پیاده شد، به بنز و چراغ شکسته آن نگاه کرد. بدون آن که حرفی بزند، روی زمین نشست و دستش را روی پیشانی گذاشت و شروع به گریه کرد.

 

چالش های یک کمدی بفروش 

راننده بنز سمت او آمد، خم شد، توی گوش او چیزی گفت، دست پشت شانه اش زد، سوار بنز شد و رفت. به مرور زمان این تصویر در ذهنم کمرنگ شده بود؛ وقتی ایده «آینه بغل» شکل گرفت، تصویر خفته، بیدار شد و احساس کردم بحث دارا و ندار و مسئله فاصله طبقاتی موضوع خوبی برای تبدیل شدن به فیلم است. سوژه را با منوچهر هادی که آن موقع درگیر سریال «آمین» بود، در میان گذاشتم و گفت اگر بنویسی آن را می سازم.

هادی: حدود س سال پیش، دوستم بابک کایدان، طرحی سه صفحه ای تایپ کرد و همان ابتدا که خواندم گفتم این فیلم را می سازم. زوجی ۱۵ میلیون جمع کردند تا ازدواج کنند، اما آینه بغل ماشینی را در تصادف می شکنند که هزینه آن ۳۰ میلیون تومان است. به عنوان ایده برای جرقه اولیه همین قدر برایم کافی بود. بابک منتظر بود تهیه کننده ای حاضر به عقد قرارداد شود و دقیقا بعد از کار سالوادور بود.

شما به عنوان کارگردان به فروش فیلم ایمان داشتید؟ پس چرا دیر تهیه کننده پیدا کردید؟

 

هادی: بله؛ می دانستم فیلم پرفروشی می شود اما تهیه کننده ای اعتماد نمی کرد چون هنوز وضعیت فروش سالوادور در گیشه چندان مشخص نبود. می خواستم قراردادی با آقای سهراب پور و پروین حسینی برای فیلم دیگری به نام «ماداگاسکار» ببندم که خلاصه قصه «آینه بغل» را در این بین تعریف و همانجا قرارداد را امضا کردم. تهیه کنندگان گفتند اگر جا دارد، بخشی از قصه را در خارج از کشور بگیریم، اما من دوست نداشتم و معتقد بودم قصه ایرانی است.

 

چالش های یک کمدی بفروش 

یک ویژگی مشترک شما این است که بین کمدی و جدی در رفت و آمد هستید. با توجه به موفقیت اخیر تصمیم ندارید فقط کار کمدی انجام دهید؟ اصلا کدام حوزه سخت تر است؟

 

کایدان: کمدی برخلاف ملودرام خیلی متکی به اجرا است. وقتی یک ملودرام می نویسی در بدترین حالت آن، قصه روایت می شود و چندان امکان بداهه پردازی وجود ندارد چون بازیگر و کارگردان معمولا دخل و تصرف کمتری در آن می کنند. کمدی مثل کسی است که جوک تعریف می کند اگر نتواند رو آن را منتقل کند، بی مزه می شود. از آن طرف کارگردان هایی که کمدی را خوب اجرا کنند، کم هستند. سختی های ملودرام از این زاویه کمتر است. ضمن این که تعداد فیلم های ماندگار ملودرام نسبت به کمدی بیشتر است. چون مخاطب را درگیر لحظات حسی می کند.

هادی: به نظرم کارگردانی که در حوزه تخصصی فیلمسازی کار می کند، باید این آمادگی را داشته باشد که بتواند در هر ژانری کار کند. البته باید فیلمنامه خوب یا درجه یکی باشد تا فیلمساز برای کارکردن ترغیب شود، وگرنه کارگردانی صرف یا شکستن قواعد کارگردانی راه به جایی نمی برد. به عنوان کارگردان باید بدانیم در کمدی چه قواعدی را رعایت کنیم و نیاز به تخصص دارد.

حرف شما درست ولی کمدی تان فروش داشته اما فیلمی مثل «زندگی جای دیگری است» به رغم داشتن ستاره شکست خورد.

 

هادی: فیلم «زندگی جای دیگری است» اجتماعی است و این فیلم را ناکام نمی دانم، چون فروش آن سقف معینی دارد و خودم فیلم را خیلی دوست داشتم. سقف فروش این فیلم ها به طور معمول الان دو تا سه میلیارد است. اگر منوچهر هادی کارگردان حرفه ای محسوب شود، باید بتواند هر فیلمی را کار کند. منظور این نیست که هر فیلمنامه ای را سفارش دادند، کار کند بلکه قطعا باید آن فیلمنامه را دوست داشته باشم.

دلتان بیشتر با کمدی است یا ملودرام؟

 

هادی: دغدغه و مسیر اصلی فیلمسازی ام، اجتماعی از جنس «زندگی جای دیگری است» و «به یک کارگر ساده نیازمندیم» است. این طور هم نیست که دغدغه ام به هیچ وجه کمدی نباشد. من فیلم اجتماعی کار می کنم و به هرحال سرمایه گذار می خواهد اصل سرمایه اش برگردد و هیچ کس نمی گوید برای تفکرت پول می دهم و اگر فروخت یا نفروخت، اشکالی ندارد. در عین حال نمی توانم به آن ها دروغ بگویم و بگویم این فیلم اجتماعی به اندازه «من سالوادور نیستم» فروش می کند. من با بخش خصوصی کار می کنم و حاضر نیستم با بخش دولتی کار کنم، چون ممکن است چیزهایی از من بخواهند که بخشی از آن دغدغه ام نباشد.

کایدان: برای من تفاوتی ندارد؛ همان طور که اشاره کردم کمدی سخت تر است. در چند سال اخیر کار کمدی کردن سخت تر هم شده؛ این را جامعه شناسان باید جواب دهند که چرا مردم هرچقدر افسرده تر می شوند، شوخ طبع تر می شوند و از تلخ ترین اتفاقات جوک درست می کنند!

 

چالش های یک کمدی بفروش 

فیلمنامه «آینه بغل» موقع اجرا چقدر تغییر کرد؟

 

کایدان: جهان کلی فیلمنامه و درک سکانس ها درآمده و اگر نقدی به فیلمنامه آن باشد، می گویم کار من است. در اجرا حتما تغییراتی در فیلمنامه ایجاد می شود، مهم این است که با درک صحیح از فیلمنامه و با هماهنگی اتفاق بیفتد. من جزو نویسنده هایی هستم که تعصبی روی یک دیالوگ یا موقعیت ویژه ندارم. تعصب بر این است که کارگردان و بازیگر سکانس را خوب متوجه بشود و «آتش» را بفهمد و بداند چه هدفی پشت نوشتن وجود داشته. حتی از نظر من بداهه ایراد ندارد به شرط آن که به روح فیلمنامه کمک کند. سکانس پایانی کمی تغییر داشت ولی ماهیت، همان بود. منوچهر هادی برای فیلمنامه نویس احترام قائل است و اگر بخواهد تغییری ایجاد کند، مشورت می کند.

«آینه بغل» لحظات جذاب کم ندارد اما تکیه شوخی ها به جواد عزتی و کاراکتر اوست. یعنی اگر کسی عزتی را دوست نداشته باشد، نمی تواند از فیلم لذت ببرد. انداختن همه بار کمدی به دوش یک بازیگر ریسک نبود؟

 

هادی: قبل از قطعی شدن تهیه کنندگان، به خاطر همکاری قبلی، حضور گلزار برایم قطعی بود. برای نقش جواد عزتی دو گزینه جواد عزتی و رضا عطاران را داشتیم. بخشی از اتفاق خوبی که به لحاظ بازی برای جواد عزتی افتاد، به دلیل حضور پارتنرهای خوب و البته بازی خوب اوست. آقای عزتی به طور همزمان در فیلم «هزارپا» داودی بود و از ابتدا با گروه کارگردانی هماهنگ کردیم، اما این همکاری به شکل بدی اتفاق افتاد و همه ما سر صحنه دلمان به حال جواد می سوخت. بالای ۹ روز دکتر سر صحنه می آمد و به جواد سرم وصل می کرد تا بتواند دیالوگ بگوید. اما بعد از گفتن یکی از دیالوگ ها با نازنین بیاتی، جواد عزتی افتاد و بی هوش شد!

کایدان: برای ما خیلی مهم بود که جواد عزتی در «آینه بغل» بازی کند. شخصیت که بازی کرده تنها کاراکتری است که موقع نوشتن به جواد فکر می کردم. نقدی که وارد می کنید، مثل این است که بگویید اگر در فیلم «مارمولک» پرویز پرستویی نبود چه می شد؟ هر کار کمدی، متکی به بازیگرش است. برای همین است که می گویم فیلمنامه جای خود اما برای تکمیل شدن، نیاز است بازیگر درست انتخاب شود و کارگردان روح فیلمنامه را به خوبی منتقل کند.

 

تاکید من و منوچهر هادی این بود که جواد عزتی را لازم داریم. ما هم به این خطر فکر کرده بودیم که اگر بازیگر دیگری بازی کند، آیا اتمسفر فیلم منتقل می شود؟ البته که جواد عزتی مثل هر کمدین دیگر باید در جای مناسب خود قرار بگیرد. این جای مناسب، با فیلمنامه، کارگردانی و بازیگر رو به رو تکمیل می شود. اگر مقابل جواد، رضا گلزار نبود قطعا اتفاق ایده آل رخ نمی داد.

 

چالش های یک کمدی بفروش 

نقدی که «آینه بغل» به اینستاگرام وارد می کند، بجا است اما از یک جایی به بعد رنگ شعار می گیرد. چرا این مسئله را زیرپوست بیان نکردید؟

 

هادی: فضای مجازی مسئله روز است و هیچ گاه در فیلمنامه خودم و در اکران مردمی کسی را اذیت نکرد.

کایدان: وقتی حضور رضا گلزار قطعی شد، گفتم اگر آن دیالوگ ها از زبان رضا گلزار بیان شود، گویی حرف خود اوست و مخاطب فکر می کند گلزار خارج از فیلم این حرف ها را بیان می کند. من به عنوان نویسنده تصورم این بود اگر بتوانیم مخاطب را خوب سرگرم کنیم، در بخش های پایانی هر چه بگوییم گوش می کند. این فرمولی است که در تمام سریال و فیلم های خارجی اتفاق می افتد. مثلا یک کار ترسناک می سازند؛ با مفاهیم دینی.

 

ولی اول سعی می کنند مخاطب را درگیر کنند. وقتی قلاب گیر کرد هر حرفی بزنند مخاطب می شنود. گفتیم در پایان که مخاطب با «آینه بغل» همراه شده، آن حرف ها را درباره فضای مجازی بزنیم شاید تلنگری باشد. درباره اجتماعی که شکل می گبرد، شاید بگوییم فانتزی است اما به نظرم این اتفاق می افتد چنان چه نمونه های عینی اش را گاهی شاهدیم. همین الان محمدرضا گلزار پنج میلیون فالوئر دارد و اگر جایی قرار بگذارد خیلی از فالوئرها جمع می شوند.

چرا شما هم به سیاق فیلم هایی که براساس تقابل دارا و ندار ساخته می شود ،حکم صادر می کنید و می گویید پول الزاما خوشبختی نمی آورد؟

 

کایدان: من یک فیلمنامه نوشته ام به نام «تگزاس» که سال آینده اکران می شود و هیچ پیامی در آن نیست. در «آینه بغل» دغدغه هایی داشتیم که آشتی طبق پولدار و فقیر است. از آن سو به عنوان یک هنرمند برایم مهم بود که جامعه نیاز به شادی دارد و هفت سال پیش «پریناز» را نوشتم ولی در روزگار فعلی احساس می کنم نباید آینه دق رو به روب مخاطب گیرم و بگویم تلخی های زندگی ات را ببین. هدف من در وهله اول شاد کردن مخاطب بود و بعد از آن می خواستیم چند حرف بزنی»: آن که پایین شهری است الزاما لات و چاقوکش نیست و آن بالاشهری خیلی مرفه و بی درد نیست.

 

در عین حال موضوعات ریز دیگری را مطرح کردیم. «آینه بغل» پر از نیش و کنایه است ولی قصه را ساده روایت کردیم. اساس کمدی، شوخی با دین، سیاست یا مسائل جنسی است اما ما محدودیت داریم. بحث قانون و وزارت ارشاد هم نیست؛ جامعه پذیرای هر شوخی ای نیست. ما سعی کردیم یک کمدی شریف به این معنا که خانواده ها با بچه ها بروند و با خیال راحت تماشا کنند، بسازیم. هیچ اشاره و شوخی فیزیکی و کلامی در فیلم نیست بلکه لحظاتی وجود دارد که بچه ها هم می خندند.

تلاش کردم کلیشه نباشم

 

چالش های یک کمدی بفروش 

روایت یکتا ناصر از «آینه بغل»، بازی در فیلم کمدی، همکاری با همسرش، گلزار و…

 

یکتا ناصر در فیلم همسرش، منوچهر هادی یکی از بهترین بازی هایش را ارائه کرده: دختری که از فرانسه به ایران بازگشته و از فرهنگ و آداب و رسوم مردم ایران چیز زیادی نمی داند، فارسی را با لهجه صحبت می کند، زیادی صادق است و به خاطر برخی اتفاق های مرموز که دور و برش رخ می دهد، در ازدواج با نامزدش (محمدرضا گلزار) دچار شک شده است.

 

این نقش پتانسیل کلیشه و البته لوث شدن را دارد به ویژه آن که «آینه بغل» کمدی است و نقش یک دختر لوس از خارج برگشته هم تا به حال در کمدی های زیادی وجود داشته. ناصر اما گرفتار نمی شود و حواسش هست لهجه فارسی و نوع بیان کلمات تبدیل به پاشنه آشیل نشوند. مهم تر این که تا آخر راکورد را نگه می دارد. خانم ناصر در سال های اخیر به خاطر نقش های غیرشیک تحسین شده بود و حالا نشان می دهد به پختگی کافی برای جان دادن به شخصیت های مختلف رسیده است. روایت او از این فیلم کمدی را بخوانید.

 

حضور کمرنگ در کمدی

 

بسیاری از فیلم های کمدی خوب نیستند و تنها نام کمدی دارند. بسیاری از فیلم های کمدی که به من پیشنهاد شدند اصلا کمدی نبودند. اگر حتی کارگردان «آینه بغل» منوچهر هادی نبود، در آن بازی می کردم چون فیلمنامه را دوست داشتم. «من سالوادور نیستم» را شاید انتخاب نمی کردم. در بسیاری از مواقع که در کارها منوچهر حضور دارم، سعی می کنم سخت گیری های کارهای دیگر را کنار بگذارم و تحملم را بیشتر می کنم. من نتیجه فیلم سالوادور را دوست داشتم اما درباره نقشی که به من پیشنهاد شد، فکر می کردم این جنس از کار را انجام دادم و ممکن بود تکرارش منجر به اتفاق خوبی نشود. البته شاید اگر کارگردان دیگری بود که از لحاظ کمدی کارش جواب داده بود، قبول می کردم، اما با اطمینان نمی توانم بگویم به خاطر فیلمنامه صد در صد قبول می کردم.

دغدغه لهجه

 

از آن دست بازیگرانی نیستم که کار خودم را انجام دهم و بازی دیگران برایم هیچ اهمتی نداشته باشد. قطعا تاثیر می گیرم و سعی می کنم براساس شرایط اتفاق خوبی رقم زده شود. لهجه و مدل حرف زدن به بازیگر ربط دارد. تلاش کردم استفاده از لهجه کلیشه ای نشود و برایم این اهمیت داشت که آزاردهنده نباشد و تبدیل به کسی نشوم که ادای کسی را در می آورد. در سال های اخیر کارهای زیادی با لهجه های متفاوت انجام دادم و برایم مهم نبود که بخواهم خودم را نشان دهم.

 

چالش های یک کمدی بفروش 

درباره همکاری با گلزار

 

جدیت محمدرضا گلزار را در فیلمبرداری «آینه بغل» دیدم و گاهی هم به پروژه «عاشقانه» می رفتم و از نزدیک شاهد این رفتار بودم. جدیت و اهمیتی که محمدرضا گلزار برای کار قائل است، مثال زدنی است. پشت صحنه ما فوق العاده و دوست داشتنی بود و تهیه کننده و سایر بازیگران توانستند این انرژی را منتقل کنند.

بیکاری را ترجیح می دهم

 

فکر می کنم تمام بازیگران در هر سطحی انتخاب می شوند، اما بعضی انتخاب گسترده تری دارند و بعضی کمتر. همیشه برایم اهمیت داشت فیلم و نقش را دوست داشته باشم تا نتیجه ایده آل از آب دربیاید. تعداد فیلم های کارنامه ام محدود است و این مشخص می کند که اکثر اوقات پاسخم منفی بوده است. از زمانی که با منوچهر کار کردم، همیشه تشویقم کرده که به سرعت جواب منفی ندهم، چون برایم سخت است که در کاری که دوست ندارم باشم و بیکاری را ترجیح می دهم.

دستاوردهای بازی در فیلم های همسر

 

به دلیل شناختی که من و منوچهر هادی از هم داریم، خیلی راحت تر می توانیم با هم کار کنیم و در فیلم های منوچهر اتفاق های خیلی خوبی برایم افتاده است. فکر می کنم خیلی از بازیگرانی که با او کارکردند، می دانند که برای بازیگران، کارگردان خوبی است. گاهی پیش آمده در فیلم هایی از منوچهر حضور داشتم که اگر کارگردان دیگری بود که از او شناخت نداشتم، بازی نمی کردم.

-
وب سایت فیلم نت نیوز – شکوفه هاشمی: جواد عزتی خودش هم مطلقا فکر نمی‌کرد روزی گیشه بر اساس حضور او طبقه‌بندی شود، یعنی تضمین کند که فیلمی بفروشد یا شکست بخورد. عجیب است که برای بازیگری با این هیبت کاملا معمولی، مردم جلوی سینما صف بکشند و فیلم‌هایش پرفروش‌ترین فیلم‌های سال شود.

ستاره پولساز گیشه‌های متروک 

جواد عزتی البته قلق‌های ثابت و شیرینی در بازیگری دارد. همین قلق‌ها باعث شده تا مردم با رفتار او آشنا شوند و اتفاقا به سینما بروند تا همین رفتارها و اکت‌ها را ببینند. جواد عزتی بدون این اکت‌ها حتما چیزی کم دارد.

فرشته‌ها با هم می‌آیند: آخوند بازیگر یا بازیگر آخوند؟!

به نظر می‌رسد اولین فیلمسازی که به جواد عزتی به عنوان نقش اول فیلمش اعتماد کرد حامد محمدی برای اولین فیلمش؛ «فرشته‌ها با هم می‌آیند» بود. پیش از آن جواد عزتی در نقش‌های جدی و طنز به عنوان مکمل بازی می‌کرد. حتی در فیلم «طلا و مس» که نقش یک طلبه را بازی کرد هم با وجود جدی بودن نقش، رگه‌های طنزش کاملا مشخص بود و بر دوش جواد عزتی، اما در «فرشته‌ها با هم می‌آیند» نقش جدی یک روحانی را بازی می‌کند که به او پیشنهاد بازیگری می‌شود و او با وجود اینکه به تازگی سه قلو دار شده این پیشنهاد را نمی‌پذیرد و فشار زندگی را به تنهایی با همسرش به دوش می‌کشد. عزتی از عهده این نقش به خوبی برآمد و از این به بعد بود که به او جدی‌تر نگاه شد.

ستاره پولساز گیشه‌های متروک 

جواد عزتی در نقش روحانی جوان به نام احمد

 

قهوه تلخ: پیرمرد متوهم بانمک

مهران مدیری مهری روی پیشانی جواد عزتی زد که بعید است تا سال‌های سال مردم نقش این مهر را یادشان برود. بابا اتی در «قهوه تلخ» چنان تیپ قوی و پرقدرتی درآمد که مو لای درزش نمی‌رفت. یک پیرمرد با نمک متوهم در خاندان شاه که همیشه فکر می‌کند یکی دارد در می‌زند و یکی دارد صدایش می‌کند. اجرای این تیپ با گریم سنگینی که عزتی داشت او را کاملا برای تماشاگر ناآشنا می‌کرد و بازیگری که ریسک شناخته نشدن را بپذیرد باید جرات کارهای بزرگ‌تر را داشته باشد.

ستاره پولساز گیشه‌های متروک 

جواد عزتی در نقش بابا اتی

 

در مدت معلوم: ورود به منطقه ممنوعه

تمرکز روی فشارهای جنسی که به جوانان وارد می‌شود محور اصلی فیلم وحید امیرخانی است که نقشی متفاوت را برای جواد عزتی نوشته است. نقش مولف کتابی درباره ازدواج موقت که به مسائل جنسی نسل جوان می‌پردازد. عزتی با همان تیپ آشنایی که مردم از او می‌شناسند پا به این فیلم گذاشت و جواب هم گرفت. شاید از این فیلم بود که مردم بیشتر با جواد عزتی به عنوان نقش آشنای آنان مراوده پیدا کردند و او را پذیرفتند. «در مدت معلوم» یکی از نقاط عطف بازیگری جواد عزتی است.

ستاره پولساز گیشه‌های متروک 

جواد عزتی در نقش میثم

 

ماجرای نیمروز: نقشی شبیه یکی از معروف‌ترین مامورین اطلاعاتی

سعید امامی نامی آشنا برای نسلی است که دوم خرداد را در خاطر دارند. ماجرای زندگی سعید امامی و خودکشی‌اش در زندان را تقریبا همه می‌دانند، اما اوایل انقلاب در ماجرای پرونده ۷۲ تن و انفجار دفتر نخست وزیر و انهدام خانه‌های تیمی تهران و در نهایت کشتن موسی خیابانی و اشرف یکی از مامورین اطلاعاتی درگیر در کار در فیلم «ماجرای نیمروز» بسیار شبیه به سعید امامی طراحی شده است و از قضا نقشش را جواد عزتی بازی می‌کند. گریم خوبی که روی صورت او انجام شده است شبهه شبیه بودن به سعید امامی را در ذهن آنها که اتفاقات سال ۷۸ در خاطرشان هست، بیشتر می‌کند. جواد عزتی البته سعی کرده همان مرموز بودن را در بازی‌اش دربیاورد و عنصر عملیاتی انهدام خانه تیمی موسی خیابانی را به چهره‌ای با رمز و رموز خاص تبدیل کند. بعید است کسی دیگر بتواند در آینده نقش واقعی – احتمالی سعید امامی را در فیلم دیگری به ظرافت جواد عزتی در ماجرای نیمروز بازی کند.

ستاره پولساز گیشه‌های متروک
جواد عزتی در نقش سعید امامی | ماجرای نیمروز

 

اکسیدان: طنز تلخ قیمت ماندن یا رفتن

احتمالا بهترین نقشی که به جواد عزتی داده شده نقشی است که در «اکسیدان» بازی کرده است. نقش اصلان که می‌خواهد زندگی‌اش را با نامزدش شروع کند، اما نامزدش چند روز مانده به مراسم عقد از ایران می‌رود و اصلان را دور می‌زند. اصلان برای آنکه به دختر برسد تمام زندگی‌اش را می‌فروشد تا به خارج از کشور برود و دختر را برگرداند. او لباس کشیش می‌پوشد، لباس دگرباش‌های جنسی را می‌پوشد و چند لباس دیگر را امتحان می‌کند تا بتواند از ایران خارج شود و البته نمی‌تواند. جواد عزتی در آن موقعیت‌های طنز به شدت درست عمل کرده است و با همان تم‌های آشنایی که دارد برای نقش شناسنامه می‌سازد. همین شناسنامه باعث می‌شود مخاطب به دیدن فیلم بیاید و از فیلم استقبال کند. «اکسیدان» در میان کارهای جواد عزتی هم برای خودش و هم برای تماشاگر جایگاه ویژه‌ای دارد.

ستاره پولساز گیشه‌های متروک
جواد عزتی در نقش اصلان

 

آینه بغل: درخششی بیش از یک سوپراستار

«آینه بغل» به کارگردانی منوچهر هادی که یکی از پرهزینه‌ترین فیلم‌های سینمای ایران محسوب می‌شود، فیلمی است که عزتی نقش اصلی آن را دارد. نقش جوانی از طبقه ضعیف جامعه – از نظر مالی – که برای خوشحال کردن نامزدش مازراتی یکی از مشتری‌های گاراژی که در آنجا کار می‌کند بدون اجازه صاحب ماشین بیرون می‌برد و طبق روال تمام قصه‌های واقعی و غیرواقعی حادثه‌ای ناخواسته موجب شکستن آینه بغل مازراتی می‌شود و او و نامزدش که توان پرداخت خسارت وارده را ندارند وارد ماجراهای پیچیده‌ای می‌شوند. بازی بی نظیر، گویش جذاب و طنز فوق‌العاده جواد عزتی در کنار استیصالی که به موجب قصه فیلم دارد، مخاطب را در سراسر فیلم می‌خنداند و می‌توان گفت عزتی بیش از حضور سوپراستاری همچون محمدرضا گلزار در موفقیت و فروش این فیلم که در حال حاضر پرفروش‌ترین فیلم این روزهای سینماست، تاثیرگذار بوده است؛ به گونه‌ای که پیش‌بینی بسیاری از کارشناسان حکایت از این دارد که «آینه بغل» پرفروش‌ترین فیلم سال ۹۶ خواهد شد.

ستاره پولساز گیشه‌های متروک

جواد عزتی تازه به عنوان ستاره پولساز سینمای ایران معرفی شده است. مجموع فروش فیلم‌های او در سال جاری از همه بازیگران سینما بالاتر است. او باید دقت کند که این ماجرا فریبش ندهد. باید متوجه باشد که در کنار نقش‌های اصلی فیلم‌های بی خاصیت – که کم هم بازی نکرده – باید به کیفیت اثر هم توجه کرد. جواد عزتی ستاره‌ای است که دیر به عرصه درجه یک‌های سینما وارد شد، اما به نظر می‌رسد حالا حالاها قصد ندارد این پوزیشن را ترک کند.

-