اخبار سینمای جهان

اخبار سریال و فیلم - صفحه 2 از 473 - یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

فیلم مستند، فرزند ناتنی سینمای ایران؟!

دسته بندی : اخبار سینمای جهان تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶
ماهنامه سینمای هنر و تجربه – کامبیز حضرتی: فیلم مستند فرزند ناتنی سینما نیست. در ایران نگاه به سینمای مستند با بی مهری های زیادی همراه بوده است، اما چه کانون اصلی مستند را تلویزیون بدانیم و چه ندانیم، آثار مستندی وجود دارند که برای پرده سینما ساخته شده اند. آثاری که امروز به همت هنر و تجربه رنگ پرده نقره ای را می بینند. به همین منظور با مهرداد اسکویی، چهره بین المللی سینمای مستند ایران، به گفت و گو نشستیم و درباره چند و چون اکران مستند در سینما پرسیدیم.

آقای فرح بخش در گفت و گویی که با مجله هنر و تجربه انجام داد، اشاره کردند «جای نمایش مستند تلویزیون و جشنواره است». شما که در حیطه مستند فعالیت طولانی و موفقی دارید، در این رابطه نظرتان چیست؟


این حرف برآمده از تجربه ناکافی برخی از دوستان است. هرجامعه ای نیاز به رشد دارد و مستند وظیفه این رشد اجتماعی را برعهده دارد. من با نظر آقای فرح بخش از یک سو هم‌نظر هستم و از طرف دیگر یک اختلاف نظر دارم. این دوستان یک نوع از سینمای توده ای و عوام را دنبال می کنند و گاهی به انجام پدیده های تغییردهنده انسانیت، معنویت و… دست می زنند و برای جلب سرمایه فیلم هایی می سازند که برآمده از نقاط ضعف توده مردم است. اما این شکل از جلب سرمایه تقلیل گرایانه و در حد خنده و شوخی های دم دستی است.

همان طور که در سینما برای برخی از گروه های سنی محدودیت وجود دارد، باید برای این فیلم های توده گرایانه محدودیت سنی وجود داشته باشد تا مردم به دلیل توهینی که به آن ها می شود، کمتر به تماشای این آثار بروند. اما هم نظری من با این سینما به نوع خوب سینمای مفرح بر می گردد. ما به نوع خوب این سینما نیاز داریم. چون نگاهی به مردم جامعه دارد و با تفریح چیزی را برای رشد افراد فراهم می کند که صرفا یک سرگرمی تقلیل دهنده به حساب نمی آید، بلکه یک نقطه رشددهنده در آن وجود دارد و در عین داشتن سینمای مفرح نگاهی را در پی دارد.

 

چند و چون اکران مستند در سینما 

شما خودتان در سینماهای دنیا فیلم مستند اکران کرده اید. با این وجود درباره عملکرد هنر و تجربه در اکران آثار مستند چه برداشتی دارید؟


من در فرانسه، انگلیس، سوییس، آمریکا و… مستند «رویاهای دم صبح» را اکران کره ام. اصولا اکران از نکات مورد نظر من است. چرا که بسیاری از آثار مستند به دلیل اکران نشدن هرگز دیده نمی شوند. زمانی که «رویاهای دم صبح» را در فرانسه اکران کردم، گروه پخش کننده فرانسوی هشت ماه برای این کار تلاش کرد و مرکز سینمای فرانسه به آن ها کمک کرد.

 

چرا که آن ها تشخیص دادند در این فیلم مسائلی وجود دارد که برای دانشجویان، خانواده ها و سایر افراد جامعه مهم است. برای همین فیلم توانست در کن اکران بگیرد. در جشنواره کن هر فیلم اکران یک هفته ای دارد، اما دو هفته برای این فیلم اکران داشتیم. بعد از آن هم فیلم در اکران طولانی مدت و به طور گسترده نمایش داده شد. سینماهایی که فیلم را اکران می کنند، همان سینماهای هنر و تجربه فرانسه است.

با این سابقه شما با آثار مستندی که در گروه هنر و تجربه اکران شده اند، تا چه اندازه آشنا هستید؟ چه نظری درباره آثار اکران شده این گروه سینمایی دارید؟


به نظر من بعضی از فیلم هایی که در هنر و تجربه نمایش داده می شود، واجد ویژگی های اکران شدن نیست. هر فیلم قابلیت اکران ندارد و اگر این فیلم ها اکران می شوند، به دلیل عدم حساسیت گروه انتخاب آثار است. اگر فیلم های مستند و تجربی ای که نمایش داده می شود، واجد ویژگی های لازم برای اکران نباشد، به کل سیستم هنر و تجربه ضربه می زند. من بعضی از فیلم های هنر و تجربه را دیده ام و از اکران آن ها خوشحال شدم. درست است که خیلی از این آثار در تلویزیون نمایش داده نشدند، اما نباید فیلم سازش فقط به فکر فروش باشد. وقتی فیلم سازی می گوید فیلمش فروش چندانی نکرده است، به این معناست که از اول نباید آن مستند اکران شود، چون به سویه های هنری سینما توجه نکرده است.

این طور که متوجه شدم، به نظر شما باید برای نمایش آثار هنری و تجربی محدودیت قائل شد.


اگر ما ۱۰ فیلم داریم که قابلیت نمایش را دارند، باید فقط ۱۰ فیلم اکران شود. اگر منطق جای سیاست گذاری غلط را نگیرد، کل سینمای هنر و تجربه را در آینده نداریم. چرا که به دلیل فشار سرمایه و سینمای گیشه این سینما از بین می رود. چقدر دولت می تواند در مقابل استدلال های مخالف و سینمای گیشه ایستادگی کند؟

ایراد این سیاست گذاری را در چه موردی می دانید؟


شورای سیاست گذاری هنر و تجربه شامل افراد خبره ای هستند که متاسفانه در مورد همه چیز تصمیم می گیرند و من به همین دلیل به آن ها انتقاد دارم. باید چهره های جدیدی وارد این حوزه شوند و کارگروه های تخصصی ایجاد شود تا افراد بتوانند زیر نظر شورای سیاست گذاری تصمیم گیری کنند. قصد داشتم این موارد را به امیرحسین علم الهدی بگویم، اما سفرهای متعدد مانع این کار شد. در حال حاضر این گروه پیشانی هنر و تجربه و فرهنگ جدیدی در سینماست. برای همینت شورای سیاست گذاری برای کارهای کلان برنامه ریزی کند و برای اکران کارگروه تخصصی سه نفره تشکیل شود.

 چند و چون اکران مستند در سینما

 امیرحسین علم الهدی

 

باید بدانیم کسانی وجود دارند که از سینما خواسته های متفاوتی دارند و آن سینمایی که برای ایران افتخار می آورد، برایشان پشیزی ارزش ندارد. اما در اصل این سینما برای مملکت حیثیت آور است. این سینما پول نمی آورد، اما حیثیت آور است. ما نباید تسلیم قصه سیاه نمایی در این جا شویم. به راحتی در سینمای فرانسه یک راننده تاکسی را می بینیم که آدم کش است. سینمای اجتماعی در همه جای دنیا وجود دارد و پیشگیری می کند. این سینما زنگ خطر جامعه است و پیش از وقوع حوادث ناگوار هشدار می دهد. زمانی که برای «رویاهای دم صبح» تحقیق می کردم، ۴۰ نفر در کانون اصلاح و تربیت بودند، اما سه ماه پیش هفت نفر در کانون بودند. این نشان از تاثیرگذاری فیلم مستند دارد.

منظور شما این است که اکران به تدابیر گسترده تری نیاز دارد تا از سوی مخاطب مورد اعتنا قرار بگیرد؟


بله؛ برای این کار ما کارگروه های مجزا می خواهیم تا آدم ها با دیدگاه های تازه شان در آن کر کنند. اگر کسی انتقادی مطرح کرد، کارگروه به حرف های او جواب بدهد. اما جای این در سینمای هنر و تجربه خالی است. وقتی فیلمی اکران شود و یک نفر مخاطب در سالن باشد، معلوم است که جای این کارگروه خالی است. ما لشکرکشی نمی کنیم، اما باید اکت حرفه ای انجام بدهیم. در حال حاضر شورای سیاست گذاری شورای اکران حل اختلاف، انتخاب فیلم و موارد دیگر است.

باید پخش کننده ها وارد بازی شوند. در فرانسه هشت ماه برای اکران فیلم من جنگیدند. مگر اکران عمومی یک فیلم در فرانسه شوخی است؟ این اولین تجربه من در اکران فیلم در فرانسه شوخی است؟ این اولین تجربه من در اکران فیلم در خارج از کشور نیست. اگر قرار است مستندهای ما اکران شود، گروهی می خواهیم که پشت آن ها بایستد. ما در این سال ها مستندهای خوبی داشتیم که برای آن ها پوستر هم زده شد، اما بدون پخش کننده بودند. سینمای هنر و تجربه باید کارزار مبارزه را فراهم کند و برای انتخاب و تبلیغات فیلم ها برنامه ویژه ای تدارک ببینند.

ما صرفا چشممان را می بندیم و انتظار داریم این حمایت ها را داشته باشیم. وقتی فیلم خوب تبلیغ نکرده باشد، معلوم است که مردم را به سینما نمی کشاند. من به شدت موافق هنر و تجربه هستم، اما باید این سینما به سینمای بدنه فشار بیاورد تا بتواند بودجه بگیرد. دولت باید تا جایی که این سینما مستقل شود، از ان حمایت کند و بعد از آن سینمای هنر و تجربه روی پای خودش بایستد. مشکل ما در تولید فیلم با وام های فارابی شروع شد. در بنیاد فارابی وام داده می شود تا تولیدی صورت گیرد، اما درواقع ما فیلم نداریم. بلکه آن ها آثاری هستند که نه پولشان بر می گردد و نه به جشنواره های خارجی راه پیدا می کنند.

این نشان می دهد که سیستم مریض جلو رفته است. حمایت سرمی تا جایی کار می کند. سینمای  ما نیازمند هوشمندی بیشتری است. الان هنر و تجربه توسط یک عده سرمایه دار زده می شود تا جا برای فیلم های تقلیل دهنده با رویه سکس بازی، خشونت و پا تو نکن در کفش آن یکی باز شود. دولت باید برای نوع خوب سینمای گیشه فعالیت کند و نگذارد سینمای هنر و تجربه مانند سینمای کودک و نوجوان از بین برود.

چند و چون اکران مستند در سینما

 

این مخالفت با اکران مستند از کجا ناشی می شود؟ آن هم با وجود موفقیت های این آثار در جشنواره های داخلی و خارجی.


این سینما می تواند تهدیدی علیه گردش سرمایه باشد. باید توجه داشته که جامعه تنها برای یک عده مخصوص کار نمی کند. همان طور که ادبیات مهم است، سینما نیز مهم است. البته این نکته را هم بگویم که سینمای ایران در عرصه جهانی افول کرده است.

منظورتان از این افول چیست؟ ظاهرا این طور است که آثار ما در جشنواره های مختلف حضور گسترده ای دارند.


نمی خواهم به حجم جشنواره ها اشاره کنم. منظورم این است که باید شیوه ها و شرکت های جدید نمایش به سینمای ایران اضافه شود و سینماگران و مراکز دولتی و خصوصی دست به دست هم بدهند. وقتی یک فیلم ایرانی در فستیوالی شرکت می کند، مردم به خاطر سینمای ایران به تماشای آن فیلم می آیند. فیلم «رویاهای دم صبح» در جشنواره یاماگاتا نمایش داده شد. چند پخش کننده ژاپنی برای اکران فیلم در توکیو و دیگر شهرهای ژاپن پیگیرانه به دنبال پخش آن بودند.

 

این اتفاق برای قاطبه سینمای ایران خوب است. در حال حاضر حجم جشنواره های جهانی زیاد است. در هر روستای آمریکا یک جشنواره داریم، اما نباید به این ها توجه کنیم. ممکن است یک فیلم در اینترنت آپلود شود و بعد به یک جشنواره راه پیدا کند. این نمایان گر رشد کیفی ما نیست. باید ببینیم چقدر در جشنواره های الف دنیا حضور داریم؟ چقدر فاوند می گیریم؟

الان سینمای چین، ویتنام، ترکیه، کره، فیلیپین و… در حال بالاآمدن هستند. ترکیه سینمای فرهنگی پیش روی ما را کپی می کند، ما کجا هستیم؟ چرا در جشنواره آسیا پاسیفیک که من، رضا میرکریمی و مجید مجیدی بودیم، همه جوایز را سینمای ترکیه گرفت؟ حتی وقتی جایزه گرفتند، از عباس کیارستمی تشکر کردند. من برای سینمای ترکیه خوشحالم، اما برای سینمای خودمان نگرانم. الان پیشنهاد ژاپن، فرانسه و ایتالیا را برای رفتن دارم. چقدر باید نسبت به من کم لطفی شود؟

ما اگر از هم ناراحت می شویم و با فیلم ها مشکل داریم، از فیلم سازان حمایت کنیم. من ۱۰ سال تدریس می کردم. الان انگیزه تدریس هم ندارم. فیلم سازی که همه علاقه اش این بود که چیزی یاد بگیرد تا آموزش بدهد، به این روز افتاده است. در این شرایط هنر و تجربه باید قوی باشد و میدان را خالی نکند. دولت باید بخشی از مبلغ بلیت سینما را در یک صندوق گرد بیاورد و از سینمای هنری حمایت کند.

الان باید هنر و تجربه به معاونت سینمایی فشار بیاورد که از پول بلیت و فروش فیلم ها صندوقی درست شود که از سینمای فرهنگی صیانت کند. ما نباید به حمایت گل خانه ای که تتمه خوراک بهشتی و انوار است، بسنده کنیم. من نمی دانم جوانان نسل بعد از من آیا از پشتیبانی برخوردار هستند یا نه؟ آیا آن ها باید به نمایش محدود آثارشان دل خوش کنند؟

چند و چون اکران مستند در سینما

رویاهای دم صبح

 

از طرف دیگر ما باید به سراغ تولیدات مشترک برویم و بودجه ای که در مرکز گسترش سینما مستند و تجربی وجود دارد، باید برای دو بخش اساتید سینما و جوان ها مصرف شود. ما باید هم تولید مشترک داشته باشیم و هم به سهم سرمایه فکر کنیم. الان من به طور فردی تلاش می کنم و سال هاست که با مرکز گسترش و انجمن سینمای جوانان کار نمی کنم. بلکه به حدی رسیده ام که باید با بنیاد فارابی حرکتی را انجام دهم.

یعنی خودتان توانستید کاری را به طور مشترک و فردی پیش ببرید؟ چرا با مراکز دولتی حمایت کننده به نتیجه نرسیدید؟


در حال حاضر من در میانه یک پروداکشن چندکشوری هستم. سیستم دولتی ما برای تولید مشترک عریض و طویل است. مطمئن هستم که دنیا تمایل دارد با ما همکاری مشترک کند. فارابی با وام های اقساطی که می دهد، در تولید فیلم ها مشارکت می کند، اما چرا هیچ پولی برای من و امثال من نیست؟ من و آدم های مستقل در این کشور حضور داریم. چرا سینمای مملکت من به موفقیت های فیلم هایم هیچ واکنشی نشان نمی دهد؟

فیلم «رویاهای دم صبح» شانس اسکار را داشت. آن ها می توانستند در ماه هایی که فیلم ها برای اکران در آمریکا می جنگند، برای مستند من تلاش کنند. اگر حداقل دو نمایش برای آن گرفته شده بود، این مستند وارد اسکار می شد. الان فیلم «نفس» برای اسکار انتخاب شده است و مطمئن هستم پشتیبانی از آن صورت گرفته است. من یک فیلم ساز مستقل هستم و از من هیچ پشتیبانی ای نمی شود و تنها مطبوعات به کمک من می آیند.

با وجود موفقیت های بین المللی فراوان شما و مستند «رویاهای دم صبح» تصور نمی کردیم این اندازه بی مهری نسبت به شما صورت گرفته باشد.


چرا مجید مجیدی به هند رفت تا فیلم بسازد؟ من از جنس سینمای «روتوش»، «حیوان» و «وقت ناهار» هستم. در حال حاضر روی فیلمی کار می کنم که دو سال دیگر هم آماده نمی شود. مگر انجام این زحمات طولانی برای من سخت نیست؟ من می توانستم با این تجربه ای که دارم، پرفروش ترین مستند سینمای ایران را بسازم. من تجربه دارم، اما نمی خواهم این کار را بکنم. اگر دست به انجام آن نمی زنم، دلیلی برای ناتوانی من نیست. شاگرد زرنگ هایی که هم کلاس من بودند و فکر می کردیم قطب هنری سینما می شوند، امروز قطب اقتصادی شدند. اما ما این راه را انتخاب کردیم.

یعنی درواقع یک استعداد هنری را از دست دادیم.


من می گویم یک قابلیت را از دست دادیم. من یک فیلم ساز هستم که مستند ساخته ام. حتی تحت تاثیر «رویاهای دم صبح» در داخل و خارج کشور فیلم هایی ساخته شد و از این بابت خوشحال هستم. من فقط فیلم ساز هستم. ما را در دسته بندی های مرسوم هنری و غیرهنری قرار ندهید.

 اما تعلق خاطر شما به تولید آثاری با سطح کیفی بالا و سینمای هنرمندانه است.


اگر دولت کمک کند، کارزار این هنر و تجربه پیش می رود و سینمای شریفی که ایران با آن شهره است، جایگاه اصلی خودش را پیدا می کند و چرخ های سینمایی ایران می چرخد. مگر مجلات و کتاب های زرد گردش سرمایه ندارد، اما مگر نوبل را آن ها می گیرند؟ من درددل می کنم. هرجا که از من برای مشورت و داوری دعوت شده، رفته ام، اما دیگر هیچ کدام از این کارها را انجام نمی دهم. با من چه کاری کردند که به این جا رسیدم؟

 

من یک نقد از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی کردم، عکس العمل ها به آن بسیار عجیب بود. ما باید به دنبال شاهراه های اصیل باشیم. بعضی از دوستان از سینمای مستند پشت صحنه می سازند، مگر سینمای مستند پشت صحنه دارد؟ در چنین جاهایی باگ های فرهنگی ما بیرون می زند.

-
روزنامه هفت صبح – احمد رنجبر: همراه با شبنم مقدمی درباره فیلم کودکانه «شکلاتی» که روزهای پایانی اکران را سپری می کند. از او درباره مواجهه بازیگران حرفه ای با سینمای کودک، چگونگی دستیابی به دنیای بچه ها، سختی های کار در این ژانر، مشکلاتی که در تولید و اکران این دست فیلم ها وجود دارد و… میپرسیم.

تا اینجای سال سه فیلم از شبنم مقدمی اکران شده با سه دنیای کاملا متفاوت. «آباجان» که به تازگی نسخه خانگی اش هم به بازار آمده، درامی اجتماعی است با داستانی از سال های دهه شصت. چالش مقدمی در این فیلم صحبت با لهجه ترکی و ترسیم شمایلی باورپذیر از یک زن خانه دار، با مختصات بانوان سال های دهه شصت است. از این بازیگر تابستان امسال کمدی «اکسیدان» اکران شد که هم کلی حاشیه داشت و هم به فروش ۱۱ میلیارد تومانی دست یافت.

نقشی که مقدمی در فیلم حامد محمدی بازی می کند، تفاوتی اساسی با نقش های کارنامه اش دارد. او زنی است میانسال و ثروتمند که دلبسته مردی جوان شده. تضاد موقعیت و اغراق های رفتاری و فیزیکی کاراکتر بخشی از کمدی «اکسیدان» را شکل می دهد. خانم مقدمی از یک ماه پیش فیلم کودکانه «شکلاتی» را روی پرده دارد. چالش اساسی او در فیلم سهیل موفق، شکل دادن به نقشی است که اقتدار، مادرانگی، جذابیت و رنگی از کودکی داشته باشد. مقدمی به خوبی از پس ریزه کاری نقش برآمده و البته این تلاش در جشنواره کودک اصفهان به چشم داوران آمد.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد

 فیلم اکسیدان

او به خاطر «شکلاتی» دیپلم افتخار بهترین بازیگر را به دست آورد. درباره این فیلم با شبنم مقدمی گفت و گو کرده ایم و علاوه بر آن نقبی زده ایم به وضعیت سینمای کودک، چرایی کمرنگ بودن بازیگران چهره در فیلم های کودک و چند نکته دیگر. این را هم اضافه کنیم که شبنم مقدمی «درساژ» و «خجالت نکش» که دو فیلم با دو موضوع کاملا متفاوت هستند را بازی کرده تا روند تنوع کارنامه اش ادامه داشته باشد.

در کارنامه شما فیلم و نقش متنوع، زیاد دیده می شود ولی جای یک فیلم کودک (که تمام و کمال برای این گروه سنی باشد) خالی بود. وقتی سهیل موفق پیشنهاد داد، می خواستید کارنامه تان را تکمیل کنید یا واقعا دلتان با بچه ها بود؟


حتما و صد در صد دلم با بچه ها بود و هست، من برای تکمیل کارنامه و پرونده ام، کاری را که دوست نداشته باشم، انجام نمی دهم. بچه ها را دوست دارم و کارکردن برایشان و کنارشان برایم لذت بخش است. از سویی هم، نیت گروه سازنده این بود که فیلمی بسازد که بچه ها از دیدن آن لذت ببرند و چیزی هم یاد بگیرند، این هدف را دوست دارم، گرچه به رغم همه زحمات، فیلم به موقع و درست دیده نشد.

طبیعتا بازیگر به عنوان یکی از عناصر اصلی و مهم، وقتی جلوی دوربین یک فیلم کودکانه می رود باید به دستور زبانی برسد که ابتدا مورد پسند کودکان باشد. دنیای شخصیت را چطور پیدا کردید؟


راستش این است که دریافتن دنیای درون بچه ها، برایم سخت نیست، کودکانگی هایم را حفظ کرده ام و اجازه ندادم که گذر ایام، و سختی بزرگسالی کودک درونم را بکشد. بنابراین به قول مولانا «چونک با کودک سر و کارم فتاد/ هم زبان کودکی باید گشاد» را بلدم. می توانید از بچه هایی که در «شکلاتی» با من بودند بپرسید. اندازه آنها شدن را بلدم.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد 

فیلم شکلاتی

کاراکتری که بازی می کنید ابتدا شخصیتی جدی و مقتدر است که قوانین چارچوب بندی شده اش نسبتی با دنیای سرخوش و رهای کودکان ندارد. آرام آرام اما با بچه ها همراه می شود و گویی یکی از آن ها است. پروسه تغییر تدریجی شخصیت را می شود توی بازی تان دید. برداشت ما درست است که این نوع بازی سهل و ممتنع است؟


نه برداشت تان درست نیست! و سهل و ممتنع در بازیگری وجود ندارد. راجع به بازیگری به معنای حرفه ای و صحیح آن صحبت می کنیم البته. شخصیتی که طراحی کرده بودم، درواقع تلاش می کرد، به نوعی مفاهمه با کودکانی که به هر دلیل با آنها سر و کار داشت برسد. با خواسته هایشان تا جایی که ممکن است همراه باشد و در عین حال جهت مدیریت کردن اوضاع و احوال گاهی ناچار است سخت تر عمل کند. اما اگر دقت کرده باشید، خانم مرمری قصه، کودکی پنهانی در گفتار و رفتارش هست، که سعی در کنترل آن دارد.

پیش از این تجربه همبازی شدن با بچه ها را داشته اید اما دنیای «شکلاتی» متفاوت است. از بده بستان با آن ها می گویید؟ از یک جایی به بعد انگار دوربین را فراموش کرده اید و با هم راحت هستید.


پاسخ این سوال تان در جواب سوال های قبل هست. من خودم را در دنیای بچه ها رها می کنم و با آنها و دنیای شان یکی می شوم، غیر از این باشد، با کودک و برای کودک کار کردن ممکن نیست.

نیاز به یادآوری نیست که حساسیت ها در فیلم های کودکانه دوچندان است. نه تنها موضوع مطرح شده که دیالوگ های به ظاهر ساده، نوع بیان، نوع حرکت و… تاثیری عمیق روی بچه ها دارد. احیانا با این دغدغه مواجه بودید یا خودتان را به کارگردان سپردید؟


همه مواردی که اشاره کردید، چه در زمان دورخوانی های پیش از شروع فیلمبرداری با سهیل موفق و چه پیش از آن در زمان نگارش متن، مورد توجه ویژه قرار داشت. حواس مان جمع بود که جمله ای، رفتاری، یا نکته ای وجود نداشته باشد که کوچکترین تاثیر منفی بر بچه ها و دنیایشان بگذارد. این حساسیت ها در تمام طول فیلمبرداری وجود داشت.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد 

«شکلاتی» چند مشخصه دارد. نکته مهم آن، تلاش برای دادن اعتماد به نفس به بچه ها است. از آن سو روی بدبختی ها دست نگذاشته بلکه قهرمان اصلی یک زندگی شیک و لاکچری دارد. این مدل فیلم ها در هالیوود زیاد ساخته می شود. حتما موافقید که بچه های ما به این دست فیلم ها بیش از پیش نیاز دارند، درست است؟


بله با شما موافقم، همان طور که می دانیم امروزه دسترسی به محصولات فرهنگی خارجی، اقسام فیلم و کارتون برای بچه ها، به سادگی ممکن است؛ فیلمی که ما برای کودک تولید می کنیم، درواقع باید آنقدر کیفیت داشته باشد که بتواند آنها را جذب کند، تا کمتر سراغ نمونه های خارجی بروند. رقابتی که خودمان هم می دانیم، ممکن نیست اما می شود تا جایی که در توان مان هست، تلاش کنیم تا چشم و نظر کودکمان را به سمت و سوی آثاری جذب و جلب کنیم که از دل فرهنگ خودمان بیرون آمده.

 

 

اتفاق مثبت دیگر اینکه «شکلاتی» از بازیگران حرفه ای مثل شما بهره گرفته. باز هم این مدلی است که آن طرف زیاد کاربرد دارد ولی سینمای کودک ما گویی ابا دارد سراغ بازیگر حرفه ای و مطرح برود. به نظر شما دلیل این نگرش چیست و چه پیامدی دارد؟


من قبول ندارم که سینمای کودک سراغ بازیگر حرفه ای نمی رود، اگر مرور کنیم با هم، حضور حرفه ای ترین ها را شاهد هستیم؛ خانم سوسن تسلیمی، خانم معتمدآریا، آقای کیانیان و خیلی های دیگر… البته، اینکه سینمای کودک، به رغم همه شعارها رونق سال های قبل را ندارد، شاید باعث شده سازندگان کمتر به خود اجازه پیشنهاد دادن به حرفه ای ها را بدهند. سهیل موفق وقتی پیشنهادش را با من مطرح  کرد، با این چشم انداز همراه بود که قرار است با ساخت این فیلم قدم مثبتی برداریم برای بازگشت به دوران طلایی سینمای کودک، زمانی که «گلنار» و «پاتال» و «سفر جادویی» و… برای بچه ها ساخته می شد.

 

راستش من هم با آرزویش همراه شدم، تا قدمی هم من برداشته باشم. شرایط اکران و پخش و تبلیغات، آنقدر بد بود که همه اندیشه و آرزوها برباد رفت… فیلم با تعداد کمی سینما، در مدت کوتاهی که شامل زمان آلودگی هوای تهران و زلزله کرمانشاه و تهران و… هم می شد، اکران شد و آنقدر که انتظار می رفت دیده نشد. به هر حال فیلمی که در جشنواره کودک، ۹ سانس فوق العاده گرفته بود، باید بیش از این مورد توجه قرار می گرفت. خب، منِ بازیگر، اگر بارِ بعد پیشنهاد فیلم کودک داشته باشم، حتما به این فکر خواهم کرد که زحمتی که می کشم آیا هدر نمی شود؟ حتما می دانید بودجه ای که فیلم های کودک دارند، آنقدری نیست که بازیگر حرفه ای بتواند دستمزد واقعی اش را دریافت کند، بنابراین، کارکردن در فیلم سینمایی برای کودکان، برای بازیگر به قولی نه دنیا دارد و نه آخرت!

چون که با کودک سر و کارم فتاد

 

راستی چرا تا قبل از «شکلاتی» فیلم کودک بازی نکرده بودید؟ و اگر پیشنهاد باشد اولویت اولتان برای پذیرش هست یا نه؟


پیش از شکلاتی هم فیلم کودک دارم. قصه من و دوچرخه بابام به کارگردانی فیاض موسوی، در همین جشنواره کودک هم بود در چند جشنواره جهانی هم خوش درخشید. من هم جایزه سرو نقره ای بهترین بازیگر تلویزیون را همان سال گرفتم برای همین فیلم. راجع به حضور دوباره در فیلم های سینمای کودک هم راستش، امیدوارم سینمای کودک به گونه ای احیا شود که مثل سال هایی که «مشق شب» و «باشو غریبه کوچک» و «گلنار» و «خانه دوست کجاست» و… تولید می شد، دل همه مان بلرزد برای حضور در این فیلم ها.

اصولا با سهیل موفق برای رسیدن به شرایط مطلوب چالش داشتید؟


اصولا از آن دسته بازیگرانی هستم که تلاش می کنم با کارگردانم به تعامل برسم. سهیل موفق، سینمای کودک را خیلی خوب می شناسند. درواقع فرزند همین سینماست پس کاملا برای بازیگر قابل اعتماد بود. با هم خیلی زود به نقطه مشترک رسیدیم. پیشنهادپذیر است و خوش اخلاق، بنابراین همه چیز خوب پیش رفت.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد 

کودکی شبنم مقدمی

دسترسی بچه ها به فیلم و سریال های روز آسان شده و قاعدتا سلیقه شان تغییر کرده و سخت پسند شده اند. در این شرایط به عنوان یک بازیگر صاحب تجربه، سینمای ما برای بچه ها چه کار می تواند بکند؟


به نظرم آن کسی که می تواند فکری راجع به این قضیه کند و راهکاری ارائه دهد، بازیگر نیست! این موضوع بسیار اهمیت دارد و باید گروهی کارشناس زبده روی آن کار کنند، تا همین حال هم دیر کرده ایم! چیزی که مسلم است، اینکه سالی یک بار یک جشنواره ای برگزار شود، اسمش «کودک» باشد، تعدادی فیلم هم که به هزار سختی خود را به آنجا رسانده اند، در چند نوبت محدود اکران شوند و بعد از آن یا نمایش عمومی نگیرند و یا با تعداد محدودی سینما اکران شوند، نمی شود راه مقابله با این همه محصول فرهنگی خارجی که از در و دیوار می ریزند روی سر بچه های ما!

خانم مقدمی، رابطه تان با فیلم های کودک روز دنیا و مشخصا انیمیشن چطور است؟


فیلم ها و کارتون های روز را تا جایی که ممکن باشد می بینم. گفتم که کودکی هایم هنوز زنده اند.

همسفر با بچه ها


ستاره هایی که فیلم کودک بازی کرده اند؛ حضورشان چه تاثیری داشته است؟

فاطمه معتمدآریا


فعالیتش را با کارهای عروسکی شروع کرد و نامش به عنوان یکی از عوامل اصلی، به «مدرسه موش ها» گره خورده. معتمد آریا وقتی هم به عنوان بازیگری مطرح شناخته می شد، چند باری به سینمای کودک گریز زد که حاصلش سه فیمل سینمایی شد: «کلاه قرمزی و پسرخاله، یکی بود یکی نبود و کلاه قرمزی و سروناز» در این سه فیلم هم نقش او پررنگ است و هم با نوع بازی اش بخشی از موفقیت فیلم ها را رقم زده. کیفیت بازی او نیز بالا است و نقش در راستای فهم کودکانه است.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد


لیلا حاتمی


سال ۸۰ و در حالی که لیلا حاتمی به عنوان چهره های محبوب شناخته می شد، مرضیه محبوب برای فیلم «مربای شیرین» سراغ او رفت. این فیلم براساس داستان هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد. حاتمی در «مربای شیرین» نقش مادر بچه ای باهوش را بازی می کرد و بازی اش باید هم در تقابل با بچه فیلم و هم برای بچه هایی که مخاطب آن هستند، مطابق با استاندارد باشد. حاتمی توانست تصویری باورپذیر از یک مادر مقتدر و مهربان به نمایش بگذارد.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد 


ترانه علیدوستی


تلاش ترانه علیدوستی برای شکل گیری یک اتفاق نتیجه نداد. قرار بود اولین انیمیشن- رئال سینمای ایران فیلم ویژه شود اما نشد. هاتف علیمردانی و محمد لطفعلی کم تجربه بودند و قصه ای که برای «راز دشت تاران» نوشتند کم ملات. با این حال ترانه علیدوستی برای بازی رد آن وسوسه شد و یکی از نقش ها را پذیرفت. فیلم مورد توجه قرار نگرفت و بازی علیدوستی تبدیل به یکی از بدترین های کارنامه اش شد.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد 


کریمی و فرخ نژاد


گذر نیکی کریمی و حمید فرخ نژاد هم به سینمای کودک افتاده است. این دو بازیگر سال ۸۸ در فیلم «همبازی» بازی کردند که غلامرضا رمضانی کارگردانی اش را برعهده داشت. جواد عزتی هم در فیلم بود اما آن زمان هنوز به موقعیت امروز نرسیده بود. با این حال بار کمدی فیلم را بر دوش کشید و عامل جذابیت آن بود. تلاش کریمی و فرخ نژاد در «همبازی» نتیجه داد و آن ها موفق شدند در راستای دغدغه و منظور فیلم بازی کنند؛ در نقش یک زن و شوهر.

 

چون که با کودک سر و کارم فتاد 

 


امین حیایی


سید جواد هاشمی سال ۹۰ «آهوی پیشونی سفید» را ساخت و یکی از نقش های اصلی را به امین حیایی سپرد. این فیلم براساس قصه های عامیانه ساخته و حیایی نقش آقا موشه را بازی می کرد. او در جان دادن به نقش موفق عمل کرد و بازی اش در این نقش فانتزی قابل قبول بود. «آهوی پیشونی سفید» از بازیگران مطرح دیگری مثل محمدرضا شریفی نیا، گوهر خیراندیش و امین زندگانی بهره می برد. چندی پیش نیز قسمت دوم آن ساخته شد.

 

 چون که با کودک سر و کارم فتاد

-


تا امروز ۸۰ درصد از تصویربرداری مجموعه «رنج پنهان» انجام شده است و تقریباً همه بازیگران جلوی دوربین رفته‌اند.

به گزارش سینماخبررضا جودی تهیه‌کننده سریال «رنج پنهان»، در گفتگو با خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص روند تولید این سریال و پخش آن در ایام دهه فجر گفت: تا امروز ۸۰ درصد از تصویربرداری مجموعه «رنج پنهان» انجام شده است. تقریباً همه بازیگران جلوی دوربین رفته‌اند و کار ضبط همچنان در لوکیشن خیابان محمودیه ادامه دارد.

تصویربرداری رنج پنهان به 80درصد رسید

وی ادامه داد: هنوز شبکه‌ای برای پخش این مجموعه در ایام دهه فجر مشخص نشده است.

گفتنی است؛ «رنج پنهان» در ۲۰ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تولید خواهد شد و بازیگرانی که در لوکیشن محمودیه تهران جلوی دوربین رفته‌اند، عبارتند از: قطب الدین صادقی، کاوه خداشناس، اتابک نادری، فرشید زارعی فرد، سمیرا حسینی، آزاده سدیری، نسرین نکیسا.

تصویربرداری رنج پنهان به 80درصد رسید

در خلاصه داستان این سریال آمده است:

در سال ۵۳، مرگ جوانی در دانشگاه، برادر و دوستانش را برمی‌آشوبد. بحران آن سال‌ها، اختناق فضای موجود و شور جوانی، یوسف را وارد بازی پیچیده‌ای می‌کند که اسلحه و خشونت تنها راهکار عملی اوست. کار به جایی می‌رسد که او باید مخفیانه در شهر تهران روزگار بگذراند. حال، سکوت خفته راهکار دیگری را پیشنهاد می‌کند.

تصویربرداری رنج پنهان به 80درصد رسید

 

انتهای پیام/

-