اخبار سینمای جهان

اخبار سریال و فیلم - صفحه 3 از 473 - یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

چگونه بلیت جشنواره فیلم فجر را بخریم؟

دسته بندی : اخبار سینمای جهان تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶


با نزدیک شدن به برگزاری جشنواره فیلم فجر می‌توانید روش خرید بلیت این جشنواره را در اینجا بخوانید.

با نزدیک شدن به برگزاری سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین رویداد فرهنگی هنری خبرهایی که از این اتفاق منتشر می‌شود اهمیت خاصی دارد و مورد توجه خاص و عام قرار می گیرد در این میان سینماهای مردمی و قیمت بلیت‌ها یکی از این اخبار مهم است.

ظاهرا هر سری از بلیت‌های جشنواره فیلم فجر به قیمت ۱۳۲ هزار تومان در سایت سینما تیکت از روز ۳۰ دی ماه قابل خرید خواهد بود و بلیت‌ها به صورت سری‌های ۱۱ عددی به فروش می‌رسد. اما برای تهیه بلیت تکی هر فیلم در روز اکران باید به گیشه سینما مراجعه شد.

با توجه به اینکه تعداد فیلم‌های هر سری بیش از ۱۱ عدد است، در سانس‌های مختلف به صورت رندوم (اتوماتیک) یکی از فیلم ها، طوری که حق هیچ فیلمی ضایع نشود، حذف خواهد شد.

چگونه بلیت جشنواره فیلم فجر را بخریم؟

حالا باید منتظر ماند و دید این روند از بلیت فروشی در بخش مردمی جشنواره فیلم فجر با چه واکنش هایی روبرو می‌شود چون حذف هرکدام از آثار برای مخاطب خاص خودش می‌تواند اهمیت داشته باشد.

لطفا قبل از شروع موارد زیر را مطالعه نمایید:

هر نفر فقط حد اکثر ۲ انتخاب و در مجموع ۴ سری می تواند خرید داشته باشد. (هر سری شامل ۱۱ بلیت برای ۱۱ روز و مخصوص یک نفر می‌باشد)

به گزارش سینماخبربهای هر سری بلیت برای سینماهای مختلف مطابق جدول زیر می‌باشد.

چگونه بلیت جشنواره فیلم فجر بخریم؟

در طی مراحل خرید از کلیک بر روی دکمه Back مرورگر خود و بازکردن بیش از یک صفحه مرورگر بر روی کامپیوتر خود جدا خودداری نمایید.

در صورتی که در مراحل خرید در سامانه به مشکلی برخورد نمودید، پنجره‌های مرورگر را کاملا بسته و از ابتدا مراحل خرید را آغاز نمایید.

در پایان مراحل خرید، صندلی‌های خود را انتخاب نمایید. در صورت عدم انتخاب صندلی این کار توسط سامانه انجام خواهد شد.

در صورت امکان صفحه پیگیری را چاپ کرده و در هنگام مراجعه برای دریافت بلیت، همراه خود داشته باشید.

امکان خرید با سینماکارت وجود ندارد.

می توانید در هنگام خرید با انتخاب گزینه «ارسال با پیک» با هزینه ۱۰۰۰۰ تومان (محدوده شهر تهران) و تعیین محله، آدرس و ساعت تحویل در پایان فرآیند خرید بلیت‌های خود را در محل خود تحویل بگیرید.

در صورت انتخاب گزینه تحویل حضوری، برای دریافت بلیت‌های خود، در تاریخ‌های ۶ و ۷ بهمن‌ماه از ساعت ۱۰ صبح با در دست داشتن کارت ملی و کد پیگیری سامانه به نشانی زیر مراجعه نمایید:

«خیابان ولیعصر، ابتدای بزرگراه نیایش، پردیس سینمایی ملت، قسمت پیش فروش بلیت جشنواره فیلم فجر»

 

-

همه چیز درباره جدیدترین فیلم استیون اسپیلبرگ

روزنامه شهروند – پولاد امین: «پست» جدیدترین فیلم استیون اسپیلبرگ یک درام تاریخی درباره رخدادهای افشاگرانه دهه هفتاد میلادی است. فیلمی جذاب که داستانی در مورد پنهانکاری را روایت می‌کند. یک پنهانکاری تاریخی که درباره‌اش گفته می‌شود توانست سرنوشت چهار رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا را تحت‌تأثیر قرار دهد. در فیلم این داستان روایت می‌شود که چگونه نخستین کارمند زن واشنگتن پست، کاترین گراهام و سردبیر بخش سوانح رانندگی، بنجامین سی. بردلی می‌خواهند وارد نبردی بی‌سابقه بین خبرگزاری‌ها و دولتی‌ها بشوند تا بتوانند اسنادی را از پنتاگون افشا کنند.

 

فیلم «پست»، داستان یک دوران، یک روزنامه، یک زن 

«پست» بازیگران بزرگی دارد؛ تقریبا مثل اغلب فیلم‌های استیون اسپیلبرگ. تام هنکس در نقش بنجامین سی. بردلی در این فیلم درخشیده و مریل استریپ نیز در نقش کاترین گراهام حضوری به‌یادماندنی دارد. الیسون بری، دیدی کوپر، دیوید کراس، بروس گرینوود، تریسی لتس، باب ادنکیرک، سارا پلسون، جسی پلمونس و مایکل استلبرگ دیگر بازیگران این فیلم هستند.

نقطه آغاز این فیلم را در رسانه‌ها و نشریات مربوط به اخبار ‌هالیوودی اوایل‌ سال ٢٠١٦ عنوان کرده‌اند؛ زمانی که ایمی پاسکال، تهیه‌کننده حق امتیاز فیلمنامه «پست» نوشته لیز‌هانا را خریداری کرد. چندی بعد اعلام شد که قرار است جاش سینگر فیلمنامه لیز‌هانا را بازنویسی کند و به این دلیل هم هست که در نسخه نهایی در تیتراژ فیلم نام لیز‌هانا و جاش سینگر به‌عنوان نویسندگان این فیلمنامه آمده است.

چند ماه بعد از اتمام صحبت‌های مربوط به سناریو، در مارس ۲۰۱۷ بود که اول‌بار نام استیون اسپیلبرگ در اخبار مرتبط با این پروژه اعلام شد. آن زمان نشریات ‌هالیوودی اعلام کردند که مذاکراتی با استیون اسپیلبرگ جهت کارگردانی و تهیه‌کنندگی این فیلم با بازی تام هنکس و مریل استریپ به ترتیب در نقش بنجامین سی. بردلی و کاترین گراهام درحال انجام است. همچنین اعلام شد که فیلمبرداری این پروژه در ۳۰ می‌۲۰۱۷ در نیویورک آغاز می‌شود. به‌هرحال، این مذاکرات انجام شد و به نتیجه رسید؛ تا این‌که «پست» به‌صورت محدود روز ۲۲ دسامبر روی پرده آمد. اکرانی کاملا موفق که نه‌تنها باعث شد فیلم جزو نامزدهای گلدن‌گلوب قرار گیرد، که توانست عنوان بهترین فیلم‌ سال را در انتخاب نهادهایی چون مجمع ملی نقد و… به دست آورد.

داستان یک روزنامه

 

فیلم «پست»، داستان یک دوران، یک روزنامه، یک زن 

داستان درام خبرنگاری «پست» در ۱۹۷۱ روی می‌دهد و روی کاترین گراهام با بازی مریل استریپ تمرکز دارد که در آن زمان ناشر روزنامه واشنگتن پست بود. داستان فیلم درباره تردیدهای گراهام بر سر این است که آیا باید بخش‌هایی از اسناد پنتاگون را که به دستش رسیده است، منتشر کند یا نه. اسنادی باارزش مربوط به جنگ ویتنام که توسط یک تحلیلگر نظامی به نام دنیل السبرگ مورد سرقت قرار گرفته و از روی آنها کپی شده است. مهمترین نکته‌ای که این اسناد فاش می‌کرد، این بود که کندی و رابرت مک نامارا، وزیر دفاع در همان ‌سال ۱۹۶۵ می‌دانستند که شکست در جنگ ویتنام قطعی است، با این حال همچنان سربازان آمریکایی را به جبهه نبرد می‌فرستادند. آن زمان نیویورک تایمز تعدادی از اسناد را چاپ کرده بود، ولی رئیس‌جمهوری نیکسون با ادعای به خطر افتادن امنیت ملی از ادامه کار نیویورک تایمز جلوگیری کرده بود. حال واشنگتن پست این فرصت را داشت که تحت لوای فعالیت آزاد مطبوعات، دوباره این اسناد را مطرح کند، البته در صورتی که خانم گراهام با این قضیه موافقت می‌کرد.

داستان یک زن


داستانی که در فیلمنامه «پست» روایت می‌شود، بر گراهام متمرکز شده است؛ زنی از طبقه بالای جامعه که تا‌به‌حال با جماعتی این‌چنین بی‌پروا، اهل دود و دم و سختکوش همچون روزنامه‌نگارهای واشنگتن پست سر و کار نداشته است؛ زنی که در اوج بدحالی، در شرایطی که شوهرش تازه خودکشی کرده، مجبور است مسئولیت روزنامه را برعهده بگیرد و با چنان کسانی که در شرایط عادی حتی لحظه‌ای هم تحمل‌شان نمی‌کرد، دم‌خور شود.

 

فیلم «پست»، داستان یک دوران، یک روزنامه، یک زن 

زنی که برخلاف روابط همیشه‌اش؛ باید با هیأت‌مدیره و دبیران تمام مذکری که درباره موضوعاتی همچون عرضه اولیه سهام صحبت می‌کنند به بحث و گفت‌وگو بپردازد. نکته قابل‌توجه در مورد گراهام که در فیلمنامه روی آن تأکید شده، این است که او مراوده زیادی با سیا، پنتاگون و دیگر ارگان‌های حکومتی دارد و حتی ارتباطات نزدیکی نیز با مک نامارا و خانواده‌اش دارد؛ و به همین دلیل، سناریست، هوشمندانه واکنش او نسبت به اسناد پاناما را بیشتر بار دراماتیک می‌بخشد.

داستان یک دوران


درباره این فیلم خیلی‌ها گفته‌اند که فیلم پست در زمان مناسبی اکران شده است. درواقع الان بهترین زمان برای شنیدن داستان زنانی است که در زندگی مسیرهایی غیراز آن چه برایشان تعیین شده را طی کرده‌اند. خانم گراهام به هیچ‌وجه آدمی نبود که بخواهد اسرار حکومتی را فاش کند. او همان کسی است که سال‌ها بعد از اتفاقاتی که در فیلم شاهدیم، در‌ سال ۱۹۸۸ در پیامی خطاب به سیا گفت: مسائلی هستند که احتیاجی نیست مردم بدانند و باید مانع این کار شد … از نظر من دموکراسی زمانی رشد می‌یابد که دولت برای حفظ اسرار خود از روش‌های قانونی استفاده کند، زمانی که مطبوعات خودشان تصمیم بگیرند آیا باید یک مسأله‌ای را مطرح کنند یا خیر.

 

فیلم «پست»، داستان یک دوران، یک روزنامه، یک زن 

پس می‌بینیم که گراهام آدم بی‌پروایی نیست. ولی در این موردی که در فیلم مطرح می‌شود، گراهام نمی‌خواهد زیر فشار دولت کمر خم کند. زیبایی بازی مریل استریپ در این فیلم در این است که در تمام صحنه‌ها، حتی جاهایی که کنار بردلی است، می‌توان روحیه محافظه‌کارانه او را حس کرد. چنین می‌شود که پست فیلم مریل استریپ می‌شود. جالب این‌که ظاهرا خود اسپیلبرگ هم می‌دانسته پست فیلم استریپ است. به همین دلیل چند بار از نماهای تعقیبی معروف خود برای نمایش استریپ استفاده می‌کند و برخلاف فیلم‌های دیگرش، دیگر دلیلی نمی‌بیند برای نشان دادن این‌که شخصیت فیلمنامه‌اش از یک خطر احتمالی آگاهی یافته، دوربین را به آرامی به او نزدیک کند. استریپ نیز حتی بهتر از دنیل دی لوئیس فیلم لینکلن، با بازی زیرپوستی خود ما را مجذوب می‌کند.

داستان یک ژانر

توقع می‌رفت اسپیلبرگ به سبک فیلم‌هایی همچون کلوت (۱۹۷۱) و همه مردان رئیس‌جمهوری (۱۹۷۶) از آلن جی پاکولا، برای نمایش دوران پر از توهم نیکسون نماهای غیرکلاسیک و متفاوت بیشتری را مورد استفاده قرار دهد. ولی به نظر می‌آید او نمی‌خواسته کارش خیلی شبیه این آثار شود. بیشتر می‌خواسته یک فیلم روزنامه‌ای پر سروصدا بسازد. از تلاش او برای نشان‌دادن تجهیزاتی که این روزها دیگر جایگاهی ندارند (مواردی مثل ماشین تحریرهای دستی) این نکته را می‌شود متوجه شد.

پست در چند دیالوگ کوتاه هم سعی می‌کند درس‌های مهمی در مورد اهمیت مطبوعات آزاد و نقش آنها در بررسی نحوه عملکرد رئیس‌جمهوری به مخاطبان خود ارایه دهد. این دیالوگ‌ها بعد از چند نما از نیکسون می‌آیند که به تنهایی پشت به دوربین در اتاق بیضی شکل کاخ سفید نشسته و تلفنی با زیردستانش صحبت می‌کند. همین تصور این‌که واقعا چه صحبت‌هایی در این اتاق بیضی شکل رد و بدل می‌شود کافی است تا از بابت فیلم پست و وجود کارگردانی همچون اسپیلبرگ خوشحال باشیم.

-

بهترین انیمیشن‌های کوتاه تاریخ (۶)

دسته بندی : اخبار سینمای جهان تاریخ : سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶

شناسنامه‌ی اثر

  • نام انگلیسی: Piper
  • کشور تولیدکننده:‌ آمریکا
  • شرکت تولیدکننده: پیکسار انیمیشن استودیوز (Pixar Animation Studios)
  • کارگردان: آلن باریلارو (Alan Barillaro)
  • سال تولید: ۲۰۱۶ میلادی
  • مدت زمان: ۶ دقیقه
  • ژانر: خانوادگی، ماجرایی

 

بهترین انیمیشن‌های کوتاه تاریخ (۶) 

خلاصه داستان

 


در ساحل یک دریای زیبا و آرام، پرندگان دریایی برای خود زندگی خوب و خوشی
دارند. در این بین، مادرِ یک پرنده کوچک قصد دارد به جوجه‌ی خود نحوۀ یافتن
غذا را یاد دهد. جوجه از رفتار مادر تقلید می‌کند و یافتن غذا را می‌آموزد
اما یک اتفاق اوضاع را برای او به کلی دگرگون می‌سازد…

 
جوایز و افتخارات شاخص


– برنده‌ی جایزه‌ از «جشنواره‌ی اسکار» (Academy Awards) در بخش «بهترین انیمیشن کوتاه» / سال ۲۰۱۷ میلادی

– برنده‌ی «جایزه‌ی آنی» (Annie Award) در بخش «بهترین انیمیشن کوتاه» / سال ۲۰۱۷ میلادی

– نامزد کسب «جایزه‌ی اِمپایر» (Empire Awards) در بخش «بهترین فیلم کوتاه» / سال ۲۰۱۷ میلادی

درباره‌ی اثر


انیمیشن
کوتاه «پایپر» (Piper)، اثری است که در سال ۲۰۱۶ میلادی به کارگردانی «آلن
باریلارو» (Alan Barillaro) ساخته شد. دو غول برتر انیمیشن‌سازی دنیا یعنی
«پیکسار» و «دیزنی» در تولید و انتشار این اثر مشارکت داشته‌اند (پیکسار
تولیدکننده‌ی اثر بوده است و دیزنی ناشر آن). پایپر پس از اکران و نمایش
عمومی، به قدری در جلب مخاطب و برانگیختن تحسین منتقدان موفق عمل کرد که
سرانجام نائل به کسب جایزه‌ی اسکار در بخش برترین انیمیشن کوتاه گردید
(هشتاد و نهمین دوره‌ی جشنواره‌ی اسکار، سال ۲۰۱۷).

احتمالاً
متوجه شدید که در پاراگراف بالا از واژه‌ی «اکران» برای انیمیشن پایپر
استفاده کردیم. شاید برای برخی از شما این سؤال پیش آید که مگر انیمیشن‌های
کوتاه هم اکران سینمایی دارند؟ در ادامه، مختصراً به این پرسش، پاسخ
خواهیم داد.

در سالیان دور، معمولاً قبل از
اکران یک فیلم بلند در سینما، یک یا چند انیمیشن کوتاه نیز بر روی پرده‌ی
نقره‌ای به نمایش در می‌آمد. این مسئله رفته رفته به یک سنت ثابت تبدیل شد و
برخی از کمپانی‌های فیلم‌سازیِ مطرح، از جمله کمپانی «دیزنی»، تولید چنین
انیمیشن‌های کوتاهی را با جدیت دنبال نمودند. در آن زمان، دیزنی که یکی از
پیشگامان پخش آثار انیمیشنی در سینما بود، پیش از اکران فیلم‌ها و
انیمیشن‌های بلندِ تولید شده توسط شرکت خود، از انیمیشن‌های کوتاهی بهره
می‌بُرد که در بسیاری از آن‌ها، شخصیت های شاخصی از قبیل «میکی ماوس»،
«دانلد داک»، «گوفی» و «پلوتو» حضور داشتند.

اکران
انیمیشن‌های کوتاه پیش از شروع نمایش آثار اصلی، چند حُسن داشت: ۱)
تماشاگرانی که کمی دیرتر وارد سالن سینما می‌شدند، چیزی از اثر اصلی را از
دست نمی‌دادند؛ ۲) کارگردانان و هنرمندان مستعدی که در زمینه‌ی تولید
انیمیشن‌های کوتاه فعالیت داشتند، مجالی برای نمایشِ سینمایی آثار خود
می‌یافتند؛ ۳) با نمایش انیمیشن‌های کوتاه، تماشاچیان حاضر در سالن، با یک
سِیرِ تدریجی، آماده‌ی تماشای اثر اصلی می‌شدند و در عین حال، با یک بلیط،
چند اثر تماشا ‌می‌کردند؛ ۴) گاه نیز انیمیشن‌های کوتاه، لابِلای پیام‌های
بازرگانی و تبلیغاتیِ ابتدای فیلم پخش می‌شدند که این امر، از سر رفتنِ
حوصله‌ی تماشاچیان جلوگیری می‌کرد.

با گذشت
زمان، سنت حَسنه‌ی نمایش انیمیشن‌های کوتاه پیش از پخش آثار سینمایی کماکان
پابرجاست و امروزه، بسیاری از انیمیشن‌های سینمایی، با مقدمه‌ای از
انیمیشن‌های کوتاه بر روی پرده‌ی سینماها ظاهر می‌شوند. تمام
توضیحات بالا را گفتیم تا به این نکته اشاره کنیم: در زمان اکرانِ
سینماییِ انیمیشن «در جستجوی دوری» (Finding Dory)، انیمیشن کوتاه «پایپر»
به عنوان یک انیمیشن فرعی، پیش از نمایشِ اثر اصلی به نمایش در آمد.
مسئله‌ای که پس از نمایش این دو انیمیشن بسیار جلبِ توجه نمود این بود که
در زمینه‌ی جلبِ رضایتِ تماشاچیان و منتقدان، انیمیشن کوتاه «پایپر» حتی از
انیمیشن اصلی پیشی گرفت.

حال که با چگونگی
اکران پایپر آشنا شدیم، بهتر است سراغِ خودِ اثر برویم. ابتدا از نام این
انیمیشن شروع می‌کنیم. واژه‌ی «پایپر» (Piper) بر گرفته شده از واژه‌ی
«سَندپایپر» (Sandpiper) است. سندپایپر یا «آبچیلَک» نام پرنده‌ای است با
جثه‌ای نسبتاً کوچک، پاهای بلند، و یک منقار تقریباً دراز و باریک.
آبچیلک‌ها، همان طور که از نامشان هم پیداست، معمولاً در کنار مناطق آبی
زندگی ‌کرده و غذای خود را از فرآورده‌های دریایی یا رودخانه‌ای تهیه
می‌کنند. این پرندگان، بر خلاف بسیاری دیگر از هم‌کیشان خود، معمولاً بر
روی زمین آشیانه می‌سازند. جوجه‌های آبچیلک‌ها پوشیده از کُرک‌پَر هستند و
اندکی بعد از خروج از تخم، قادر به فعالیت و جنب و جوش می‌باشند. خُب، حالا
کافیست توصیفات ارائه شده در اینجا را با شخصیت‌ها و فضاسازی‌های انیمیشن
پایپر تطبیق دهید تا متوجهِ دقت حیرت‌انگیز سازندگان به جزییات شوید.

همان‌طور
که اشاره کردیم،‌ توجه به جزییات، بارزترین ویژگی انیمیشن پایپر است. اثر
از لحاظ گرافیکی واقعاً بی‌نظیر است و تماشاچیان را متعجب و انگشت به دهان
می‌گرداند. اگر قصد غافلگیر کردن کسی را دارید، کافیست انیمیشن پایپر را
برای آن شخص پخش کنید و به او نگویید که این اثر یک انیمیشن است؛ قطعاً چند
لحظه‌ای طول می‌کشد تا او متوجه شود با یک فضای کاملاً انیمیشنی روبروست؛
تازه، فهمیدن این نکته، از روی ادا و اطوارهای بامزه‌ و فراواقعیِ شخصیت
اصلی داستان محقق می‌گردد نه از روی کمرنگ شدن جنبه‌های رئال یا واقعی
انیمیشن. به قدری فضاسازی‌ها و شخصیت‌ها ظاهرِ واقعی دارند که چیزی جز
تحسین سازندگان بر زبان جاری نمی‌شود.

اما
باید اذعان کنیم که جنبه‌های گرافیکی تنها بخشی از ماجرا هستند. پایپر
علاوه بر جذابیت‌های بصری،‌ از داستانی زیبا نیز برخوردار است. جوجه
پرنده‌ای که در ابتدایِ مسیرِ پرتلاطمِ زندگی است، در همان عُنفوان حیات،
با چالشی بزرگ مواجه می‌شود: ترس از امواج خروشان دریا. موضوع وقتی بیشتر
حائز اهمیت می‌گردد که بدانیم، تنها راه ارتزاق این پرنده، از طریق بستر
همان دریا میسر می‌شود.

آلن باریلارو که
علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه‌نویسی اثر را عهده‌دار بوده است، با شیبی
ملایم و دلنشین، ابتدا طرح مسئله می‌کند و سپس در پی حل معضل بر می‌آید. او
یگانه راهِ غلبه بر ترس را، مواجهه‌ی مستقیم با عامل ترس معرفی می‌کند. بد
نیست بدانید که حتی از دیدگاه روانشناسی، این راه‌حل در اکثر مواقع
کارگشاست و نتایج حیرت‌انگیز در پی دارد. به عنوان مثال، برخی از
روانشناسان، برای کسی که از عنکبوت به صورت غیرمتعارف می‌ترسد، راهکاری
جالب ارائه ‌می‌دهند. آن‌ها فرد مذکور را به طور تدریجی و کنترل شده، در
تماس مستقیم با یک یا چند عنکبوتِ ‌بی‌آزار قرار می‌دهند تا به مرور زمان،
ترسش از این جانور بریزد؛ این همان راهکاری است که باریلارو برای آبچیلکِ
داستان تجویز کرده است.

در مواجهه‌ی نخست،
آبچیلکِ کوچک از برخورد با یک موجِ خروشان چنان وحشت‌زده می‌شود که تا مدتی
حتی از مشاهده‌ی آب، هراس به دل راه می‌دهد. بعد، بر حسب یک پیشامد، یک
بار دیگر درون موج فرو می‌رود و متوجه می‌شود که به زیرِ آب رفتن، نه تنها
آن قدر ترسناک نیست، بلکه می‌تواند فواید فراوان داشته باشد. این گونه
می‌شود که شخصیت ترسوی داستان، بر وحشت خود غلبه کرده و دست به کاری می‌زند
که حتی پرندگان بزرگتر از انجام آن عاجزند.

دیگر
نکته‌ی دلنشین انیمیشن پایپر، به موسیقی متنِ ملایم اثر باز می‌گردد که
همراه و همگام با داستانِ پیش می‌رود. «آدرین بِلو» (Adrian Belew)،
آهنگساز انیمیشن پایپر، تناسب خوبی بین لحظه‌های داستانی و ضرباهنگ موسیقی
برقرار کرده است. موسیقی به موقع آرام است، به موقع اوج می‌گیرد و به موقع
در مخاطب ایجاد اطمینان می‌کند. همه‌ی این‌ها در شرایطی پیش می‌رود که
آهنگساز اصلاً تلاش ندارد موسیقی را به رخ مخاطب بکشد؛ به عبارت دیگر،
موسیقی کاملاً در خدمت داستان است و نقشی برجسته‌تر از خود انیمیشن ندارد.
جدای از بحثِ موسیقی، از صداگذاری‌های بی‌نظیر انیمیشن پایپر نیز نمی‌توان
به راحتی گذر کرد. جیک‌جیک‌های دوست‌داشتنیِ شخصیت اصلی داستان، آواهای
مربوط به امواج دریا و سایر اصوات محیطی، همگی به نحوی بسیار طبیعی و
باورپذیر انتخاب و اجرا شده‌اند.

و اما کلام
آخر. اگر بخواهیم یک جمع‌بندی کلی پیرامون انیمیشن پایپر داشته باشیم،
می‌توانیم آن را این‌گونه توصیف کنیم: «زیبا،‌ لطیف، باطراوت و دل‌انگیز،
مثل پایپر». اگر هنوز مجال تماشای این انیمیشن را نیافته‌اید، به شما توصیه
می‌کنیم در اسرع وقت، دیدگان خود را به تماشای این اثرِ بی‌بدیل مهمان
کنید. 

-